سناریو

سناریو


وقتی دعواتون میشه و تو انقدر عصبانی میشی که کنترلت رو از دست میدی و سر اعضا داد میزنی

«اعضا از عصبانیتت میترسن» ( مگه جیمینی؟؟😂😆😅)


نامجون: ب..بخشید ا/ت .....من منظور بد...یی نداش..تم «بغض»

جین: «سرشو میندازه پایین و کیوت میگه» ببخشید

یونگی: عین یه پیشی کیوت میشه و لباشو آویزون می‌کنه و میگه خانم پیشی آقاتون معذرت میخواد


جیهوپ: «گریش میگیره» ب.بخشید ببخشید ببخشید لطفاً آروم باش این طوری نگام نکن من میترسم

جیمین: لباشو آویزون می‌کنه و با بغض میگه همه میگن من وقتی عصبانی میشم ترسناکم ولی تو خیلی ترسناک تری....... میشه موچی رو ببخشی؟؟؟ دیگه قول میدم عصبانیت نکنم



تهیونگ: میاد دستاشو دور کمرت حلقه می‌کنه و لباتو میبوسه هولش میدی ولی از جاش تکون نمیخوره و حلقه ی دستاشو تنگ تر می‌کنه


جونگکوک: با چشم های خیس و یه قیافه ی کیوت خرگوشی میگه
خانم خرگوشی خرگوش کوچولوت معذرت می‌خواد میشه ببخشیش ؟؟؟؟ اگر ببخشیش بهت شیر موز میده ......ولی فقط یکی 😂



درخواستی داشتید بیاید پی وی 💚


#سناریو بی تی اس
دیدگاه ها (۲)

سناریو بلولاک/قفل آبی

وقتی برای اولین بار میزننمون. #اد__jennie🎀#سناریو🐺 بنگ‌چانوس...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

پارت پنجنامجون جوابی نداد و از ماشین پیاده شد یوری: نامجون ب...

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

سناریو قفل آبی

پارت پنجم《رستوران بخش دوم》《Custom kiss》   ته: خوشبحال کیا؟تا...

سرگذشت دراکو

HATE TO LOVE¹⁹(ویو:رز)_:اما نگران نباش.من هم برای تلافی...می...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط