{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام!

سلام!
اومدم یه چیزایی بگم!
یه سریا!
یکم باهاتون حرف دارم!
یادتونه بهتون چی گفته بودم؟
گفته بودم با همه خوبم،هر کی برام ذره ای ارزش قائل بشه، براش دنیامو میزارم!
ولی اینم گفتم،که اگه چیزی ببینم، از چشمم بیوفتید دیگه نمیتونین جای قبلیتون رو پیدا کنین!
میدونین مثل چی میمونه؟
مثل یه نردبون که میشکنه!
یه کاغذ که مچاله میشه!
یه خط که روی دفتر نقاشی کشیده میشه!
هر چقدر چوب ها رو عوض کنی، چکش بکوبی‌مگه مثل همون اولش محکم و استوار نمیشه(:
یه کاغذ بگیر و مچالش کن، حالا بازش کن و سعی کن مثل کن مثل اولش صاف شه، بازم نمیشه!
یه خط روی دفتر نقاشیت بکش، حالا با پاکن بیوفت به جونش، کامل هم پاکش کنی،اون کاغذ ضریف شده و دفعه دیگه که رو خط بکشی کامل پاره میشه!
خیلیاتون از چشمم افتادین اونم درست وقتی که تازه داشت دوستیمون شکل میگرفت!
تازه داشتم اعتماد میکردم!
مثل نهالی که بهش تبر میزنن دوستیمونو، اعتمادم رو، شکستی! خرد کردی!
ولی خب بدم نشد!
درس های زیادی گرفتم، یاد گرفتم زود اعتماد نکنم، و اینم بدونم جنبه خیلی ها کمه.
اصل مطلب اگه میبینی مث قبل نیسم، بدون سقوط کردی! از چشمم(:
شاید بازم دوستت شم ولی فراتر نه!
ینی میشد دوستی و رفاقت بینمون ده برابر باشه ولی تو کاری کردی نشه!
از چشمم افتادین!و من خوشحالم(:
قطعا این چیزی که خودم از ته دلم تایپ کردم مخاطب که نه مخاطبای خاص و بخصوصی داره(:
دیدگاه ها (۰)

نوشتنتا حالا فکر کردی یه تکه کاغذ کادو که معمولاً آخرش راهی ...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

ᴘᴀʀᴛ ۳۶ | یه تصمیم برای آیندهچند هفته گذشت...آرا روزبه‌روز ب...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

《اسیر یک قرارداد》پارت ²ویو سومیاوسومیاو: یا خدا! سرم رو بالا...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط