فصل دوم

فصل دوم
پارت ۷۳
#دیانا
با نیکا رفتیم سمت خونه
ن. وایی دیانا میترسم نرو ارسلان یک بلایی سرت میاره ها
د. آروم باش اگر خیلی چیز باشع به مدیر میگم
ن. اگر من نمیومد اتاق میخواست بکشتت
د. هیس آروم باش اجی
#متین
نگران دیانا بودم
ارسلان بدجوری اعصبانی
میترسم یک بلایی سر دختر مردم بیاره
هق از این طرف هم نیکا دختر خوشگلی
بزار به نیکا پیم بدم
م. سلام
ن. سلام خبی
م. مرسی ت خبی
ن. مرسی کاری داشتی؟
م. اره خاستم بگم ک نگران دیانا هسم
ن. اون وقت چرا
م. چون ارسلان میخاد بلا سرش بیاره
ن. یاخدا کاری به آجیم نداشته باشه
م. به رضا و ممد و محراب میگم ببینم چی میگن
ن. منم به مهدیس و عسل و پانی
م. اره اینطوری نمیشه ما الان رفیقیم بعد بریم کیلیپ بگیریم ت پارک دیگ دعوا به پا نشه
ن. اده
م. خب من برم مزاحم نشم
ن. فدات فعلا
م. فعلا
دیدگاه ها (۱۳)

پارت۳

پارت ۳

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

P17چون مستقیم از کمپانی اومده بود کافه لباسای رسمیش تنش بود،...

چند پارتی (درخواستی)

عشقی حقیقی

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1وقتی خانوادت مجبورت میکنن از کوک جدا بشی.«ویو ا.ت»...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط