تک پارتی :)

تک پارتی :)
کوکی:/
وقتی میفهمه ماشینت منفجر شده و برای همیشه ب اسمون ها رفتی
ویو کوک

باورم نمیشه ات تنهام گذاشت اون بهم قول داده بود من بدون اون نمیتونم دیگه نمیتونم تحمل کنم چجوریی؟ چجوری بدون اون نفس بکشم؟ چجوری؟ ...
چشمام قرمز و پر اشک بود بدنم هیچ جونی نداشت فق میتونستم گریه کنم راحت ترین راه برای اینکه بتونم برای همیشه خودمو راحت کنم این بود ک برم تو حموم و خودمو خفه کنم ... رفتم وان رو پر اب کردم رفتم تو وان میخاستم برم زیر اب ک با دیدن ی نفر منصرف شدم ...
اون ات بود باورم نمیشه من بیدارم یا توهم زدم از وان اومدم بیرون و با تمام سرعتم خودمو به ات رسوندم و بغلش کردم و همین جوری گریه میکردم ...
ات: کوک چرا با خودت اینجوری میکنی ینی اگ من ی روز نباشم خودتو میکشی ... اون کوکی ک من میشناختم خیلی قوی بود تو چیشدی چرا انقدر تغییر کردی ..
کوک: من تا وقتی تورو دارم قوی ام وقتی نباشی یه ساعتم دووم نمیارم دیگه هیچ وقت از پیشم نرو ..‌‌‌‌
ات: تو تنها دلیل زندگیمی چجوری میتونم تنهات بزارم اخه؛ حالا بیا بریم ی چیزی بهت بدم بخوری حتی نمیتونی راه بری از این ب بعدم مراقب خودت باش ...
کوک: تو تنها کسی هستی ک میتونم از بغلت ارامش بگیرم پس تا اخر عمرم هیچ وقت منو از بغل کردنت محروم نکن ..
ات: هیچ وقت این کارو نمیکنم ...


خب میدونم بد شد ببشید:(
دیدگاه ها (۱۱)

رمان عشق ممنوع

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

bts

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

#برادر ناتنی من

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

وقتی همکلاسیت بود و عاشقت میشهعلامت ها(جیمین_ات+)ات سلام من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط