{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان یک آنیمیست که مسلمان شد

داستان یک آنیمیست که مسلمان شد

زنده‌اِنگاری یا #آنیمیسم آیینی است که گرایندگان به آن اعتقاد دارند تمامی عناصر طبیعت دارای روح و جان و زنده‌اند. غالباً این ارواح و جان‌ها به گیاهان و حیوانات نسبت داده می‌شود. طبق همین پندار جنبش طبیعت را ارواح و شیاطین سبب می‌شوند. این ارواح برخی موجب بدی و برخی دیگر موجب نیکی هستند. گرایندگان این آیین امروزه در مناطق بدوی‌نشین همچون غرب آفریقا زندگی می‌کنند.

تساگ هروه درباره مسلمان شدنش چنین می‌گوید:
🔹قبل از مسلمان شدن من یک #انیمیست بودم اما هیچ فایده‌ای از اعتقاد به آنیمیسم ندیدم.
🔹۶ سال پیش در خواب خود صدای اذان را شنیدم، من نمی‌دانستم این صدا چه معنایی دارد. وقتی از خواب بیدار شدم از مادرم پرسیدم و مادرم به من گفت که باید از مسلمانان بپرسم.
🔹مسلمانان به من گفتند که خداوند مرا به اسلام دعوت کرده است. قبلاً هرگز چنین احساس آرامش نکرده بودم، تمام اعتقادات قدیمی خود را رها کرده و مسلمان شدم. خانواده ام ابتدا مرا طرد کردند و من طاقت نیاوردم و یک سال بعد مجبور شدم محل زندگی ام را ترک کنم.

🔸تساگ هروه نام خود را به «محمد» تغییر داده است.
#رهیافته
@mafaz_news
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط