{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و درطا

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و درطابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد
دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانندهمیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تابدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
دیدگاه ها (۱)

از آن روز که رفته ایکارت شارژ ها را سیگار میخرمو با خیابان ه...

اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شي...

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی؛ ندادی؛ دادی پس گرفتی؛ ند...

فراتر از خویش

پارت پنج

نمیبخشمت p.22

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در طاب...

وصیت نامه ی عشق مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خام...

وصیت نامه ی عشقمرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش...

وصیت نامه ی عشقمرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش...

مرا در روزی بارانی دفن کنیدتا آتش قلبم خاموش گردد در طابوتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط