مرا در روزی بارانی دفن کنیدتا آتش قلبم خاموش گردد
مرا در روزی بارانی دفن کنیدتا آتش قلبم خاموش گردد
در طابوتی بگذارید از چوبتا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد
دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهیدتا بدانند همیشه
دوست داشتم کسی را در آغوش بگیرم
چشمهایم را باز بگذاریدتا بدانند همیشه چشم انتظار بودم
صورتم را روبه غروب آفتاب بگذاریدتا
بدانندعشق من غروب کرده وزندگی ام تمام شد
مرا در آفتاب بگذاریدتا بدانند عشق من شعله ور شد.
در طابوتی بگذارید از چوبتا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد
دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهیدتا بدانند همیشه
دوست داشتم کسی را در آغوش بگیرم
چشمهایم را باز بگذاریدتا بدانند همیشه چشم انتظار بودم
صورتم را روبه غروب آفتاب بگذاریدتا
بدانندعشق من غروب کرده وزندگی ام تمام شد
مرا در آفتاب بگذاریدتا بدانند عشق من شعله ور شد.
- ۹۱۹
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط