{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصیت نامه ی عشق

وصیت نامه ی عشق

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
دیدگاه ها (۲)

کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چه وزنی دارد! لطفاهی ن...

میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من ...

خدایا من گناهی نکرده بودم که اینک قلبی شکسته در سینه دارم . ...

بــــــهانه گـــــــیر ،زبــــــــــان نفهم … دلـــــــــــم...

آوار خاطرات، باری دگر بر پیکر روح رنجورش فرود آمده بود و باز...

« ازدواج به اجبار »Part 31 ویوی لیانا:همه جا پر از دود شده ب...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط