خون آشام من

خون آشام من



My vampire 🦇


Part 11

ویو جیمین
یهو سرمونو بالا گرفتیم دیدیم ات و لارا روی پله نشستن دارن فیلم میبینن دارن باهم پچ دو حرف میزنن می‌خندن یه نفس عمیق کشیدم به ادامه‌ی فیلم نگاه کردم لارا وسط فیلم جیغ زد بلند شدم پیششون بهشون نگاه کردم
جیمین: شما دو تا اینجا چیکار می‌کنید
ات: دارم فیلم میبینم
جیمین: نمیتونید یه چند ساعت بدون حرف زدن بشینید
ات: نه نمی‌تونیم
جیمین: وقتی خفه ات کردم دیگه نمیتونی حرف بزنی
ات: آره بابا بیا خفه ام کن تا خفه ات کنم
جیمین: داری منو تهدید می‌کنی
ات: آره
جیمین: تو غلط میکنی
ات: با تو
جیمین: دختره ی بی‌تربیت
ات: پسره ی مغرور زشت بد
جیمین: وقتی زبونتو با چاقو میبرم دیگه نمی‌تونی چیزی بگی
ات: پسره ی بد لارا بلند شو بریم بخوابیم
لارا: ولی من میخوام فیلم ببینم
ات: ولش کن بابا پاشو بریم
لارا: هعی باشه بریم
جیمین: ات
ات: زهرمار چیه
جیمین‌: بی‌تربیت یکم با ادب باش
ات: نمیخوام لارا اصلا پاشو بریم فیلم ببینیم
لارا : هوراا عالیه
بلند شدن اومدن جلوی تلویزیون به فیلم نگاه کردن خندیدن با اخم بهشون نگاه کردم
جونگ کوک: جیمین اینا رو نگاه چقدر پرو هستن
جیمین: هعی چیکار کنیم دیگه
جونگ کوک: کار همیشگی بکشیمشون
جیمین: اممممم ن.نه چیزه بنظرم اینا رو نکشیم
جونگ کوک: چرا هوم
جیمین: دیگه اونجاش به خودم ربط داره
جونگ کوک: چی گفتی
جیمین: هیچی خفه شو
جونگ کوک: باشه باشه من خفه میشم
جیمین‌: آفرین

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

**Part *صندلی عقب داد و نشست.دستش مشت شده روی کابینت گذاشته ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

#میکاپ_آرتیست_من

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط