شبنم کوچولو: 8
در رو باز کردم جونگ کوک بود خواستم دباره در رو ببندم که مانع شد
جونگ کوک: ایزول چی شده؟ چرا جواب تلفن هام رو نمی دی؟
ایزول: از اینجا برو دیگه نمی خوام ببینمت
به در تکیه داد و با صدای ارومی شروع به صحبت کرد
جونگ کوک: چی شده ایزول چرا نمی خوای منو ببینی؟
ایزول: با هایجین صحبت کردم همه چیز رو برام تعریف کرد
جونگ کوک: تو تقصیری نداری ایزول
ایزول: اینو میگی چون عشق کورت کرده اگر من نبودم هیچ کدوم از این اتفاق ها نمی افتاد؛ اگر من نبودم هایجین دیونه نمی شد که بخواد یه نفر تو ملع ام بکشه ،جی یون دستور مرگ یه نفر نمی داد ، نامزدی تو با هایجین بهم نمی خورد ، یون هون هم به خاطر من نمی مرد
جونگ کوک: اگر تو هم نبودی ممکن بود بازم این اتفاق ها بیفته
ایزول: نه همش تقصیر منه
جونگ کوک: اگر تو نبودی من بازم از هایجین جدا می شدم ،جی یون بازم ممکن بود آدم بکشه و یون هون ممکن بود بازم به همین سرنوشت دچار بشه
اشکام دونه دونه روی زمین می افتادن
ایزول: این طور نیست من مقصر بودم
جونگ کوک: تو مقصر نبودی اگر من کمی زود تر بهتون می رسیدم یا به جی یون خبر نمی دادم شاید الان همه چیز فرق می کرد
کمی از در فاصله گرفتم و آروم در رو باز کردم
ایزول: چی!!تو بهش گفتی؟
جونگ کوک: آره
آروم به سمتم قدم برداشت و منو تو آغوشش جا داد .
جونگ کوک: دیدی تو مقصر نبودی اگر من به جی یون خبر نمی دادم شما تصادف نمی کردید، اون نمی مرد و تو هم حافظت رو از دست نمی دادی.
شاید حق با اونه ممکنه این سرنوشت ما باشه یا شاید هم این نتیجه انتخاب های ما باشه.
.....
جونگ کوک: واقعا می خوای ببینیش؟
ایزول: آره قبل از رفتنش می خوام باهاش صحبت کنم
در ماشین رو باز کردم و پیاده شدم جونگ کوک هم همزمان با من پیاده شد
جونگ کوک: می خوای منم باهات بیام؟
لبخندی بهش زدم
ایزول: نه خودم میرم
آروم به سمت کافه رفتم ،نفس عمیقی کشیدم و درو باز کردم . نگاهی به اطراف انداختم تا بتونم جی یون رو پیدا کنم
بعد از کمی گشتن پیداش کردم آروم به سمتش قدم برداشتم با دیدیم از جاش بلند شد به سمتم امد و آروم بغلم کردم ، به سمت میز راهنمایم کرد
ایزول: چرا زود تر خودت رو معرفی نکردی؟
جی یون: تو به خاطر من صدمه دیدی ، می خواستم این بار از دور ازت مراقب کنم
ایزول: این طور نیست تقصیر تو نبود
جی یون: نیازی نیست منو دلداری بدی
ایزول: کاری که کردی منو نجات داد و من بابتش ازت ممنونم
جی یون لبخندی زد و سرش رو تکون داد
جی یون: راستی از پدرت چه خبر این چند وقت باهاش حرف زدی؟
ایزول: پدرم؟ من خانواده دارم!؟
جی یون: معلومه پدرت بزرگترین تاجر تو کره ست مادرت هم ریس یه شرکت بزرگه که برادر هات ادارش میکنن .
ایزول: شوخی می کنی؟!پس چرا تا حالا ندیدمشون ؟
جی یون: باهاشون قطع رابطه کردی چون فهمیدی دختر واقعی شون نیستی، راهنمایی که بودی فهمیدی برای همین از خونه فرارکردی و رفتی پیش مادر بزرگت و دیگه اونا رو ندیدی هر چی هم الان داری از همون مادر بزرگت بهت به ارث رسیده.
ایزول: اه زندگیم مثل سریال ترکی می مونه.
جی یون خنده کوتاهی کرده
ایزول: راستی من یه چیز هایی از روز تصادفت یادم امده
جی یون: چی یادت امده؟
ایزول: همش به یون هون می گفتم اگر اون بفهمه کاری می کنه که براش خیلی بد میشه
جی یون: اون ؟ منظورت کیه؟
ایزول: یادم نیست، به یه نفر سپردم در بارش تحقیق کنه ، راستی من اونا ترک کردم اسم و فامیلم رو هم عوض کردم؟
جی یون: اره فامیل مادر بزرگت لی بود تو اونو انتخاب کردی
ایزول: پس قبل از اینکه عوضش کنم چی بود؟
جی یون: کیم، تو کیم ایزول بودی.
جونگ کوک: ایزول چی شده؟ چرا جواب تلفن هام رو نمی دی؟
ایزول: از اینجا برو دیگه نمی خوام ببینمت
به در تکیه داد و با صدای ارومی شروع به صحبت کرد
جونگ کوک: چی شده ایزول چرا نمی خوای منو ببینی؟
ایزول: با هایجین صحبت کردم همه چیز رو برام تعریف کرد
جونگ کوک: تو تقصیری نداری ایزول
ایزول: اینو میگی چون عشق کورت کرده اگر من نبودم هیچ کدوم از این اتفاق ها نمی افتاد؛ اگر من نبودم هایجین دیونه نمی شد که بخواد یه نفر تو ملع ام بکشه ،جی یون دستور مرگ یه نفر نمی داد ، نامزدی تو با هایجین بهم نمی خورد ، یون هون هم به خاطر من نمی مرد
جونگ کوک: اگر تو هم نبودی ممکن بود بازم این اتفاق ها بیفته
ایزول: نه همش تقصیر منه
جونگ کوک: اگر تو نبودی من بازم از هایجین جدا می شدم ،جی یون بازم ممکن بود آدم بکشه و یون هون ممکن بود بازم به همین سرنوشت دچار بشه
اشکام دونه دونه روی زمین می افتادن
ایزول: این طور نیست من مقصر بودم
جونگ کوک: تو مقصر نبودی اگر من کمی زود تر بهتون می رسیدم یا به جی یون خبر نمی دادم شاید الان همه چیز فرق می کرد
کمی از در فاصله گرفتم و آروم در رو باز کردم
ایزول: چی!!تو بهش گفتی؟
جونگ کوک: آره
آروم به سمتم قدم برداشت و منو تو آغوشش جا داد .
جونگ کوک: دیدی تو مقصر نبودی اگر من به جی یون خبر نمی دادم شما تصادف نمی کردید، اون نمی مرد و تو هم حافظت رو از دست نمی دادی.
شاید حق با اونه ممکنه این سرنوشت ما باشه یا شاید هم این نتیجه انتخاب های ما باشه.
.....
جونگ کوک: واقعا می خوای ببینیش؟
ایزول: آره قبل از رفتنش می خوام باهاش صحبت کنم
در ماشین رو باز کردم و پیاده شدم جونگ کوک هم همزمان با من پیاده شد
جونگ کوک: می خوای منم باهات بیام؟
لبخندی بهش زدم
ایزول: نه خودم میرم
آروم به سمت کافه رفتم ،نفس عمیقی کشیدم و درو باز کردم . نگاهی به اطراف انداختم تا بتونم جی یون رو پیدا کنم
بعد از کمی گشتن پیداش کردم آروم به سمتش قدم برداشتم با دیدیم از جاش بلند شد به سمتم امد و آروم بغلم کردم ، به سمت میز راهنمایم کرد
ایزول: چرا زود تر خودت رو معرفی نکردی؟
جی یون: تو به خاطر من صدمه دیدی ، می خواستم این بار از دور ازت مراقب کنم
ایزول: این طور نیست تقصیر تو نبود
جی یون: نیازی نیست منو دلداری بدی
ایزول: کاری که کردی منو نجات داد و من بابتش ازت ممنونم
جی یون لبخندی زد و سرش رو تکون داد
جی یون: راستی از پدرت چه خبر این چند وقت باهاش حرف زدی؟
ایزول: پدرم؟ من خانواده دارم!؟
جی یون: معلومه پدرت بزرگترین تاجر تو کره ست مادرت هم ریس یه شرکت بزرگه که برادر هات ادارش میکنن .
ایزول: شوخی می کنی؟!پس چرا تا حالا ندیدمشون ؟
جی یون: باهاشون قطع رابطه کردی چون فهمیدی دختر واقعی شون نیستی، راهنمایی که بودی فهمیدی برای همین از خونه فرارکردی و رفتی پیش مادر بزرگت و دیگه اونا رو ندیدی هر چی هم الان داری از همون مادر بزرگت بهت به ارث رسیده.
ایزول: اه زندگیم مثل سریال ترکی می مونه.
جی یون خنده کوتاهی کرده
ایزول: راستی من یه چیز هایی از روز تصادفت یادم امده
جی یون: چی یادت امده؟
ایزول: همش به یون هون می گفتم اگر اون بفهمه کاری می کنه که براش خیلی بد میشه
جی یون: اون ؟ منظورت کیه؟
ایزول: یادم نیست، به یه نفر سپردم در بارش تحقیق کنه ، راستی من اونا ترک کردم اسم و فامیلم رو هم عوض کردم؟
جی یون: اره فامیل مادر بزرگت لی بود تو اونو انتخاب کردی
ایزول: پس قبل از اینکه عوضش کنم چی بود؟
جی یون: کیم، تو کیم ایزول بودی.
- ۱.۲k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط