A Shadow Named You
A Shadow Named You
سایهای به نام تو
P.38
(روایت از زبان جونگکوک)
- اسمت چیه؟
مرد پشت خط خندید.
\ واقعاً نمیدونی؟
- حوصلهی بازی ندارم. اسمت رو بگو!
چند لحظه سکوت کرد.
\ پارک جیهون.
نگاهم روی ا.ت ثابت موند.
- چی از ا.ت میخوای؟
\ فقط میخوام ببینمش.
- امکان نداره.
صدای مرد جدیتر شد.
/ این تصمیم تو نیست، جونگکوک.
تماس رو قطع کردم.
ا.ت سریع از جاش بلند شد.
+ چرا قطع کردی؟!
- چون مکالمه تموم شده بود.
+ گوشی رو بده بهم!
گوشی رو از دسترسش دور کردم.
- آروم باش.
+ تو حق نداری بین من و اون قرار بگیری!
با تمسخر نگاهش کردم.
- جالبه. تا دیروز حتی حاضر نبودی توی چشمهام نگاه کنی، حالا برای یه تماس تلفنی اینطوری به هم ریختی؟
+ چون اون تنها کسیه که واقعاً برام مهمه!
لبخندم محو شد.
چند ثانیه بهش خیره موندم.
- پس بهتره یه چیزی رو بدونی، خانم...
پوشهی روی میز رو برداشتم.
- جیهون از این به بعد باید برای دیدنت از من اجازه بگیره.
چشمهاش گرد شد.
+ تو دیوونهای! مرتیکه گاوِ خر!
- شاید.
پوشه رو روی میز گذاشتم.
- ولی هنوز نمیدونی قراره چه اتفاقی بیفته......
ادامه دارد......
سایهای به نام تو
P.38
(روایت از زبان جونگکوک)
- اسمت چیه؟
مرد پشت خط خندید.
\ واقعاً نمیدونی؟
- حوصلهی بازی ندارم. اسمت رو بگو!
چند لحظه سکوت کرد.
\ پارک جیهون.
نگاهم روی ا.ت ثابت موند.
- چی از ا.ت میخوای؟
\ فقط میخوام ببینمش.
- امکان نداره.
صدای مرد جدیتر شد.
/ این تصمیم تو نیست، جونگکوک.
تماس رو قطع کردم.
ا.ت سریع از جاش بلند شد.
+ چرا قطع کردی؟!
- چون مکالمه تموم شده بود.
+ گوشی رو بده بهم!
گوشی رو از دسترسش دور کردم.
- آروم باش.
+ تو حق نداری بین من و اون قرار بگیری!
با تمسخر نگاهش کردم.
- جالبه. تا دیروز حتی حاضر نبودی توی چشمهام نگاه کنی، حالا برای یه تماس تلفنی اینطوری به هم ریختی؟
+ چون اون تنها کسیه که واقعاً برام مهمه!
لبخندم محو شد.
چند ثانیه بهش خیره موندم.
- پس بهتره یه چیزی رو بدونی، خانم...
پوشهی روی میز رو برداشتم.
- جیهون از این به بعد باید برای دیدنت از من اجازه بگیره.
چشمهاش گرد شد.
+ تو دیوونهای! مرتیکه گاوِ خر!
- شاید.
پوشه رو روی میز گذاشتم.
- ولی هنوز نمیدونی قراره چه اتفاقی بیفته......
ادامه دارد......
- ۶۷۸
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط