پارت ۲

پارت ۲

و با پرستار حرف زدم چیز زیادی بهم نگفت ولی گفت جانگ کوک برای این که باعث مرگ ۴ قربانی شده تو تيمارستان بوده همین طوری داشتم بهش فک میکرد که تصمیم گرفتم فردا به دیدنش برم گشنم شده بود رفتم غذا درست ‌کردم و شروع کردم به خوردن که گوشیم زنگ خورد تهیونگ بود اون دوست پسرمه
علامت تهیونگ (×)
× سلام خوبی
+ سلام خوبم تو چطوری
× منم خوبم روزت چطور بود ؟
+ بد نبود رفتم دانشگاه و یه پرونده برای پایان نامم گرفتم قرار فردا به دیدنش برم
× خوبه موفق باشی
+ ممنون تو چکار کردی کارات خوب پیش میره
× آره خوب پیش میره امروز یه مو وکل جدید داشتم
+ خوبه
× باشه عزیزم من باید برم کاری نداری
+ نه عزیزم برو به کارت برس
× خدافظ
+ بای
بعدش غذا مو خوردم و تلوزیون دیدم و رفتم بخوابم رو تخت دراز گشیدم و داشتم به این فک میکردم که فردا باید چطوری رفتار کنم و چی باید بگم که خوابم برد
ساعتم زنگ خوردو بیدار شدم و رفتم دستو صورتمو شستم و صبحونه خوردم و یه راست رفتم حاضر شدم لباسمامو پوشیدم مو هامو صاف کردم و یه کم عطر زدم و کیفمو برداشتم و آماده رفتن شدم تو اینه یه نگاهی برای آخرین بار به خودم کردم و رفتم ....
حمایت نشه ادامش نمیدم
دیدگاه ها (۵)

🐰 [۰۰:۱۵ به وقت ژاپن]آه، تمام روز داشتم غذا می‌خوردم، دسرها ...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

the first lie

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part79سعید:ایی بابا اره دیگه نه پسباورم نمیشد...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

bts

رمان آیدل پارت ۳ ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم...

Pat:1اسم : عاشق چشماش شدم ا.ت . صبح که از خواب بیدار شدم دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط