گفت بنویس، گفتم ازکی بنویسم

گفت بنویس، گفتم ازکی بنویسم
گفت همانکه چشمانت را بارانی کرده
گفتم قابل نوشتن نیست گفت تو بنویس فقط، گفتم دستم به نوشتن نمی‌رود گفت با قلبت بنویس گفتم قلبم شکسته گفت بنویس گفتم از چی گفت از شکستن قلبت گفتم توان نوشتن ندارم خندید گفت قلبت را دوباره بساز
گفتم چطور گفت عشق نابی پیدا کن گفتم پیدا نمیشه خندید گفت پیدا میشه چشمانت را باز کن درست ببین درست انتخاب کن چشمانم بارانی شد گفتم انتخاب کردم ولی رفت قلبم طاقت نداره روحم روانم دگر چیزی ازش نمانده خندید وباز خندید گفت درست تر انتخاب کن اشتباه همیشه هست گفتم چه انتخابی وقتی برای رفتن میان گفت هیچ مردی دلش رفتن را انتخاب نمیکنه رفتارت باعث رفتن میشه گفتم رفتار گفت محکم نباشی مردت هوای رفتن میکن دانا نباشی مردت هوای رفتن میکنه
تخس نباشی مردت هوای رفتن میکنه

خندیدم گفتم همه را بودم باز دلش رفتن را انتخاب کرد

گفت دلم میخواست بخندی

مردان هوس باز این زمانه تمام جهان را دوره کردن.
خود مردت را پیدا کن
عاشقش باش برای زمان کوتاه مهم نیست مردت چقدر کنارت می ماند تا هست دوستش بدار کنارش بمان
گفتم از چه مردی سخن میگی چنین مردی نیست
دلنوشته
۱۴۰۱/۷/۲۲
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

‌ حکایت | انگشتر گمشدهروزی مردی در بازار انگشتری ارزشمند پید...

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

...پنج پارتی از جیمین....

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

جهانی میان بیداری و خواب

رفتار سرد

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "25" "ویو جئون آنجلینا"بعد...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط