{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
از من غزلی مانده و از تو اثری نیست
در خانه ی تنهایی من، هیچ دری نیست
«لیلا » شدنم دستِ خودم بود عزیزم
جز من به خدا عاشقِ دیوانه تری نیست
بگذار و برو فکر نکن بی تو...عجیب است
در رفتنِ تو هیچ غم و دردسری نیست
من حبسِ خودم هستم و تردید ندارم
دور و برِ من جز «منِ تنها» خطری نیست
در هر غزلم عشق نشسته است کنارم
اما به خدا ذره ای از تو خبری نیست
دیدگاه ها (۹)

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

پسر بد (61)

professor Riddle, p50

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

ترکم نکن

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

میبخشی پارت ۴

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط