دیروز تولد بابام بود و منم پول نداشتم واسش چیزی بگیرم
دیروز تولد بابام بود و منم پول نداشتم واسش چیزی بگیرم
واسه همین رفتم کولرو خاموش کردم
وقتی اومد خونه و دید خاموشه اشک تو چشماش جمع شده بود
و توی همون حالت گفت:کار کی بود؟
منم گفتم:قابلی نداشت بابا،تولدت مبارک فک کنم خییییییلی خوشش اومد!
واسه همین رفتم کولرو خاموش کردم
وقتی اومد خونه و دید خاموشه اشک تو چشماش جمع شده بود
و توی همون حالت گفت:کار کی بود؟
منم گفتم:قابلی نداشت بابا،تولدت مبارک فک کنم خییییییلی خوشش اومد!
- ۲۰۶
- ۲۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط