{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دارن لباس عوض میکنن و تو یک دفعه وارد اتاق میشی.....

وقتی دارن لباس عوض میکنن و تو یک دفعه وارد اتاق میشی.....

نامی:(پشت درعه و وقتی درو باز میکنی فورا درو هل میده و درو میکوبونه تو صورتت)
ا/ت:عهههه
نامی :چیه خوب کردم !میخواستی نیای تو


جین: (درو که باز کردی پرتت میکنه روی تخت میاد روت خیمه میرنه و به لبات نزدیک میشه)
چیه فکر کردی میخوام ببوسمت ؟
درست فکر کردی
خیلی وقت بود نبوسیدمت🫠🫠🫠🫠🫠🫠(ارمی کوشته شد)



یونگی :الان حوصلتو ندارم برو بیرون بزار بخوابم شب سخت تنبیهت میکنم(لخت خوابید بچم گرمش بود😂😂😂)




جیهوپ :چیه سانشاینم چیزی میخوای ؟
ا/ت:نه چیزی نمیخوام فقط گفتم بیا بیرون کیک درست کردم برات
جیهوپ :چینجا؟ حتما میام (با ذوق)




جیمین :چیه دلت برای ددیت تنگ شده؟.....
ا/ت:نههه
جیمین :ولی چشمات یه چی دیگه میگن
داره اون پایینو نگاه میکنه
ا/ت:نههه بخدا
(در حال انجام عملیات لطفا مزاحم نشوید)




تهیونگ :ها چیه برای چی اومدی تو ؟
ا/ت:کارت داشتم
تهیونگ :ببخشیدا داشتم لباس عوض میکردم
دفعه اخرت باشه(لپاتو میکشه و بوست میکنه🎀🎀💞💞)




کوک:چیه برام شیر موز اوردی ؟
ا/ت:بیکارم صبح تا شب برای جناب عالی شیر موز درست کنم؟
کوک :باشه بجاش لباتو میخورم 🫠🫠🫠🫠🫠

با کمک این خوشگله:
@harmy4
دیدگاه ها (۴۰)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

تکپارتی جونگ کوک

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو کازتورا پارت اخر

سناریو سو پارت اخر

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!یعنی واقعا اون تولد منو ف...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط