مروارید آبی

مروارید آبی
Part ¹²³

$لوکاس هنوزم داری از جونگکوک دفاع میکنی پسره ی احمق؟ (عصبی حرصی)
∆ مامان کوک خیلی بیشتر از لئو در حقم برادری کرد از همون اول
ولی تو همیشه من و مایعه ننگ تو خانواده جا میزدی چرا؟ چون همیشه حق و میدادم به کوک؟ واقعا اینقدر پول جلوی چشمت و گرفته که اینجوری میکنی؟؟؟
$خفه شوو (داد) تو همیشه یه احمق بودی چون هیچوقت چیزی از زندگی کردن نمیدونستی تو همیشه حق و میدادی به کوک چون هر دو تاتون یه خر به تمام معنایید
_ حرف دهنت و بفهمم (داد عصبی)
+بسهههه (عربده)
$پس بیا تمومش کنیم
تفنگ و به سمت لانا میگیره و ماشه رو میکشه.....
صدای شلیک تفنگ*

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۲)

تو مال منی فصل ۲ پارت ۲۷

★چند پارتی★#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامیpirt: 13سئویونگ خوابش ب...

پارت¹⁰و برگه‌ی دراورد و روبه روی جئون گرفت یوجین:نگاه کنکوک ...

مروارید آبی²Part¹²بیست مین بعد*ویو لاناساعت هفت و پنحاه دقیق...

قانون اول 🔪 p36

#23کوک با چشمای خمار به رونا نگاه میکرد -چته؟امیلی نزدیک کوک...

1 : 45 a clook

پارت[10]رفتم پیش مامانم...هرچی در زدم درو باز نکرد ا.ت: چیکا...

☆͜͡𝓱𝓮 𝔀𝓪𝓼 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓬𝓸𝓾𝓼𝓲𝓷 𝓾𝓷𝓽𝓲𝓷ঔৣ͡ ͜ ☆͜͡part_³ঔৣ͡ ͜داک هو: اووو ...

پارت پانزدهبه غیر از جنی کسی نمیدونست کارا 8 ماهه بارداره ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط