{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
مرد روزگار شدنمون رو بلدید ؟ 😍 👫
.
من از هَمان دُخترهای بی‌عارم..
از آنهایی که بَلد نیست صورتش را دَستکاری کند..
از همان‌ها که موقعِ بیرون رفتن ساعت‌ها جلوی آینه رنگِ صورتش را عَوض نمیکند و با یک رُژِ کم رَنگ راضی میشود از چِهره‌اش برای بیرون رفتن ..
همانَم که قدّم از صد و پنجاه و سه تَجاوُز نکرد..
خیلی کوتاه‌تَر از قفسه‌ی کتاب‌هایم..
همانی که کتاب‌فروشی رفتن را به گشتنِ میانِ مغازه‌ی لوازمِ آرایش تَرجیح میدهم..
گفتنِ "عشقم" و "نفسم" و "قربان صدقه‌ها" نمی‌لرزاند دلم را و
نمیچرخد روی زَبانم ..
رُک بگویم،
دلبری‌هایم فقط در چالِ خنده‌هایم خُلاصه میشود و تَمام ..
شیطَنتم گل میکند امّا فقط برای مردی که بَلدم باشد ..
جانا ،
من هَمینم که هستم..
همین‌قدر ساده و معمولی ..
بی‌آرایش و بی‌آلایش ..
از خودم راضیم و
کمی از خود راضی‌‌..
حالا تو بگو،
تو چی ؟!
تو مردِ روزگارم شُدن را بلدی ؟!
بلدی که تا آخر باشی و بمانی ؟!
.
#مهدیه_صدر ⇩
┄┅┅═❅❂❅═┅┅┄
📷
دیدگاه ها (۱)

سناریو اوبیکاکا

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 25لطفا اگه ممکنه که ...

چون یک دستش را با شمشیر زدند، با خونی که از بازویش فوران میک...

به نام خدا«نامه ای به عشق13ساله ام»!...امروز در حال خواندن ک...

آرزو بیرانوند شاعر خرم‌آبادی

پارت ۲

p29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط