×من دیگه میرم (راه افتاد)

×من دیگه میرم (راه افتاد)

-نه خودم میرسونم تورو خونه ات(بم. ات گذاشت داخل ماشین)

×نیاز نیست خودم میرم خونه(تعجب. ترسیده)

-نه قبول نمیکنم که خودت بری خونه ات همین الان ۳تا پسر مزاحمت شده بودن نمی‌گذاشتند بری خونه ات اگه یکی بدزده تو رو میخواهی چیکار کنی من آنجا نباشم(عصبانی. نگران)

×باشه ممنون (یکم خیالش راحت شد)

-اوکی اما برای اینکه خیالم راحت بشه تو رو میبرم خونه خودم(بم.خمار)

×نه نه نه منو ببر خونه خودم(ترسیده . لرزان)

-نترس بهت کاری ندارم اتاق خواب تو جداست(حرصی )

ادامه داره...
شرط پارت بعدی
بازنشر ۵۰
دیدگاه ها (۰)

مربی موتور سوار

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت 1 ★(رمان ازدواج اجباری با هوانگ )★ویو ات: یک روز دیگه ب...

ترکم نکن

marry without love

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🚗 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🚗╰─━━━...

My_idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط