صبح ، خورشيد آمد ؛

صبح ، خورشيد آمد ؛
دفتر مشق شبم را خط زد ...
میروم دفتر پاک نويسی بخَرم ...
زندگی را بايد
از سَرِ سطر نوشت ...

#قيصر_امين_پور
دیدگاه ها (۰)

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

....پارت یازدهم.....

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

دیدار باتو (پارت ۲)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

گربه ای در نیمکت کناری...

صبح روز بعد، ا/ت دوباره به دفتر امور بین‌الملل دانشگاه رفت.ا...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط