موازات چرخه قدرت ، اپیزود ۲ : شروعی تازه
!جملات اشخاص با " و تفکرات با ' حاشیه سازی شده توجه داشته باشید!
ماشین را به سمتی می راند تا به شهری برسد ، مکانی برای استراحت
باد در میان موهایش می وزد ، مطمئن و آرام به نظر می رسد ؛ خونسرد .
در حالی که خودرویی که به یکی از قربانی های خودش تعلق داشته را می راند ، تابلویی می بیند که روی آن نوشته :
Angiver : 137 miles
"بیا پایتختو امتحان کنیم ، نظرت چیه یوکو ؟"
یوکو تنها با "میو" پاسخ می دهد.
همینطور رانندگی میکند، آرامشی مثال زدنی دارد ، آسایشی به سان سلطان جنگل بعد از یک شکار موفق که تا یک ماه غذایش را تامین میکند.
به انگیور رسید ، تشنگی تقریبا بر او غلبه کرده
برای رفع عطش و احتمال پیداکردن مقصود به کافه می رود.
لب بار مینشیند، ناگهان فردی که بغل او بود سر یوکو رو نوازش میکند و یوکوی عصبانی او را گاز میگیرد.
از سر درد به سر یوکو ضربه می زند ، ناگهان رن عصبانی برخاسته و ...
ناگهان از در کافه یک انسان به بیرون شوت میشود. رن با عصبانیت بیرون می آید و به حاصل کار خود می نگرد .
ناگهان از پشت سر کمی متمایل به سمت راست نجوایی می شنود : "کارت بدک نی ، دست مریزاد"
رن با خونسردی برمیگردد، با نگاهی سرشاز از طمانینه که دل هر انسانی را به لرزه می انداخت به مرد کچلی که با دست در جیب به دیوار کافه تکیه داده بود و با اون سخن گفته بود می نگرد ، اما این انسان با بقیه فرق دارد ، ترسی در وجودش نیست ، تنها و تنها در نگاه او انرژی نهفته دیده می شود و دگر هیچ .
اطمینان در نگاه او به مغز رن نفوذ میکند: 'به نظر میاد پشتش به یه جا گرمه ، بذار یه امتحانی بکنم'
رن فرصت را مغتنم شمرده ، سوالی مطرح میکند:
"تو دم و دستگاهت جا نداری ؟ یه مدت کوتاه که سر و سامون بدم به این وضع فعلیم"
کچل سر خود را کج کرده ، میخاراند و میگوید:
"چرا که نه ، شرط میبندم برای اون کوچولو هم جا میخوای مگه نه ؟"
- 'حواسش هم خیلی جمعه ، باید احتیاط کنم میتونه خطرناک باشه'
- "دقیقا"
+ "مکالمات کوتاه و صریح ، استنتاج قوی و عملگرایی بالا ، با یه INTJ حرف میزنم مگه نه ؟"
- 'از اون چیزی که فکر میکردم خطرناک تره ! محاسبه مجدد...'
سری به نشانه تایید تکان می دهد.
+ "بخوای میتونی با حقوق مناسب برام کار هم بکنی"
- 'بستگی ...'
+ "بستگی داره که چه کاری باشه مگه نه ؟"
- 'چرا همه کارامو از قبل میدونه و میخونه ؟ باید بیشتر روش تحقیق کنم'
👍 نشان می دهد.
+ "مطمئن باش بدت نمیاد ، کاملا به شخصیت و قابلیت هات سازگاری داره ، ولی فقط عملت رو نمیخوام ، از اون چیزی که اون توئه هم میخوام استفاده کنی"
و به مغز او اشاره می کند.
- "ببینیم چی میشه"
به قلم @keyhan_entp و همراهی @rennn_intj
پ.ن : پاره نکنید منو پارت سه بذار پارت سه بذار ، هروقت خالی بودم میذارم ، فقط همین که بنویسید منتظر پارت بعد هستیم کار انگیزه رو میکنه ممنون
سبک نوشتن کدوممون رو بیشتر پسندیدید؟ اپیزود یک یا دو ؟
ماشین را به سمتی می راند تا به شهری برسد ، مکانی برای استراحت
باد در میان موهایش می وزد ، مطمئن و آرام به نظر می رسد ؛ خونسرد .
در حالی که خودرویی که به یکی از قربانی های خودش تعلق داشته را می راند ، تابلویی می بیند که روی آن نوشته :
Angiver : 137 miles
"بیا پایتختو امتحان کنیم ، نظرت چیه یوکو ؟"
یوکو تنها با "میو" پاسخ می دهد.
همینطور رانندگی میکند، آرامشی مثال زدنی دارد ، آسایشی به سان سلطان جنگل بعد از یک شکار موفق که تا یک ماه غذایش را تامین میکند.
به انگیور رسید ، تشنگی تقریبا بر او غلبه کرده
برای رفع عطش و احتمال پیداکردن مقصود به کافه می رود.
لب بار مینشیند، ناگهان فردی که بغل او بود سر یوکو رو نوازش میکند و یوکوی عصبانی او را گاز میگیرد.
از سر درد به سر یوکو ضربه می زند ، ناگهان رن عصبانی برخاسته و ...
ناگهان از در کافه یک انسان به بیرون شوت میشود. رن با عصبانیت بیرون می آید و به حاصل کار خود می نگرد .
ناگهان از پشت سر کمی متمایل به سمت راست نجوایی می شنود : "کارت بدک نی ، دست مریزاد"
رن با خونسردی برمیگردد، با نگاهی سرشاز از طمانینه که دل هر انسانی را به لرزه می انداخت به مرد کچلی که با دست در جیب به دیوار کافه تکیه داده بود و با اون سخن گفته بود می نگرد ، اما این انسان با بقیه فرق دارد ، ترسی در وجودش نیست ، تنها و تنها در نگاه او انرژی نهفته دیده می شود و دگر هیچ .
اطمینان در نگاه او به مغز رن نفوذ میکند: 'به نظر میاد پشتش به یه جا گرمه ، بذار یه امتحانی بکنم'
رن فرصت را مغتنم شمرده ، سوالی مطرح میکند:
"تو دم و دستگاهت جا نداری ؟ یه مدت کوتاه که سر و سامون بدم به این وضع فعلیم"
کچل سر خود را کج کرده ، میخاراند و میگوید:
"چرا که نه ، شرط میبندم برای اون کوچولو هم جا میخوای مگه نه ؟"
- 'حواسش هم خیلی جمعه ، باید احتیاط کنم میتونه خطرناک باشه'
- "دقیقا"
+ "مکالمات کوتاه و صریح ، استنتاج قوی و عملگرایی بالا ، با یه INTJ حرف میزنم مگه نه ؟"
- 'از اون چیزی که فکر میکردم خطرناک تره ! محاسبه مجدد...'
سری به نشانه تایید تکان می دهد.
+ "بخوای میتونی با حقوق مناسب برام کار هم بکنی"
- 'بستگی ...'
+ "بستگی داره که چه کاری باشه مگه نه ؟"
- 'چرا همه کارامو از قبل میدونه و میخونه ؟ باید بیشتر روش تحقیق کنم'
👍 نشان می دهد.
+ "مطمئن باش بدت نمیاد ، کاملا به شخصیت و قابلیت هات سازگاری داره ، ولی فقط عملت رو نمیخوام ، از اون چیزی که اون توئه هم میخوام استفاده کنی"
و به مغز او اشاره می کند.
- "ببینیم چی میشه"
به قلم @keyhan_entp و همراهی @rennn_intj
پ.ن : پاره نکنید منو پارت سه بذار پارت سه بذار ، هروقت خالی بودم میذارم ، فقط همین که بنویسید منتظر پارت بعد هستیم کار انگیزه رو میکنه ممنون
سبک نوشتن کدوممون رو بیشتر پسندیدید؟ اپیزود یک یا دو ؟
- ۱۴.۰k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط