Psychic lover90🖤

Psychic lover90🖤
بغلش رو تخت دراز کشیدم
آروم کشوندمش تو بغلم.میدونم به چی
فکر میکنی.من همون جونگکوکم؟اره؟
خواستم بگم بله خودمم.فقط من اگر
بخوام هی بهش فکر کنم…متوقف میشه.
برای این که این علاقه باقی بمونه بهش‌
فکر نمیکنم.شاید بگین بی ربطه ولی
بعدا منظور من و میفهمین.چون من معلوم نیست با خودم چند چندم
من به این دختر تجا.وز کردم…بکارتش رو
گرفتم،خانوادش اون رو طرد میکنن.
اون باید پیش من باشه.
اون اگر با..کره هم نباشه بازم دختر منه.
بکا..رتش رو گرفتم سن کمش چی؟
هوم داداشش صد در صد جر.ش میده.(یعنی عاشق اینم که با فلسفه داره این جمله رو بیان میکنه)
جونگکوک مواظب دخترت باش.
………………
“شخص سوم”
جونگکوک شب حدودای پنج خوابیده‌بود
و همش جوجش رو زیر نظر داشت
تا اگر خونریزی کرد کمکش کنه.هرچند اون
دختر تا ساعت سه ی شب هفت پادشاه
رو خواب میدید و تمام استرس ها
واسه ی یک مرد گنده بود.
هیی قشنگی کاپل بودن همینه.
این که وقتی تو خوابی مواظبت باشه…هوم قشنگه.
میتونم با اعتماد بگم سونا اولین کسی بود
که جونش برای جونگکوک ارزش داشت.
اون تمام شب رو براش بیدار موند
و تو حموم مداوم زیر دلش رو ماساژ میداد
تا یک وقت دلش درد نگیره.
جونگکوک…هی کلی راز پشتش مخفی
شده.البته که بیشترش رو میدونید.
ولی چرا تا به حال به خانواده ی اصلی
جونگکوک دقت نکردیم؟یا اصن در
بارش حرفی زده نشد.چرا جونگکوک رو
گذاشتن پرورشگاه.اصن جونگکوک
بچه پرورشگاهی حساب میشه؟
هیی معلوم نیست.اما شاید قسمت
نباشه که الان بفهمید.بنظرم وقتی
راجب زندگیشون توضیح میدم کمی
حوصله سر بر میشه.پس میریم سر اصل مطلب.
…………..
ساعت:۱۲.۳۰.۰۰
دختر کوچولو که الان تغییر بزرگی در بدنش
و در زندگیش ایجاد شده بود چشماش رو
به آرومی باز کرد.کمی به دور و برش
نگاه کرد و اتفاقات دیشبش براش مثل
یک فیلم غمگین تکرار شد.
خواست گریه کنه و شروع به اشک ریختن
کنه اما باید یکم بیشتر از وضعیتش سر درمیاورد.
دیدگاه ها (۱)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

part ⁷جونگکوک: م.....*پریدن وسط حرفشب.ج: تو اصن میدونی که گو...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

الهی بمیری وایجیبرای کسایی که قضیه رو نمیدونن این موزیک ویدی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۶گناهش به‌خاطر کسی...

#pain#P¹⁰⁵#Season²+ چی؟؟؟ از کی تا حالا؟ پاشو بریم دکتر... م...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

خلاصه رمان : آنجلینا دختری که همبازی بجگیش تبدیل به کسی میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط