{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو به دو دستای همو گرفتیم و رفتیم طبقه پنجم ..

دو به دو دستای همو گرفتیم و رفتیم طبقه پنجم ..
گرد نشستیم یه گوشه از سالن
رز:  (هینی کشید)  ا/تتت گیتاررررررر…
+ها?
~اخخخ جوننن پیانو هم هست
×چطوره ریتم اهنگو با پیانو شروع کنیم و یکم ضرب هم قاطیش کنیم بعد که به وسط اهنگ رسید با گیتار یه ریتم سولو بنویسیمو بعد ادامه بدیم
+اوووم عالیههه… من رو گیتار تمرکز میکنم
ته ته : بخش سولوی گیتار با تو و کوکی باشه… منو لیسو هم یکم با پیانو سر و کله میزنیم ..
کلی سر متن و اهنگ و ریتم با هم مشورت کردیم…
×عشقم اینطوری نههه.. باید موقع گفتن این کلمه صداتو نازک کنی و بکشی
+سختهههه
×ببین…
همه درگیر بودیم که تلفنم زنگ خورد
+عاام ..ببخشید یادم رفت خاموشش کنم . ..(هینی کشیدم)  مامانمهههه… اونم تصویری زنگ زدههههههههه
-خب جواب بده
+مامان جوووون سلاام… داداشمو بابا کجان ? خوبن? منم خوبم الان تو کمپانیم زیاد نمیتونم حرف بزنم
مادر ا/ت : گوشی رو بچرخون دخترا رو ببینم
… ..
مادر ا/ت : (هینی کشید)  اون.. اون کوکه..?
+مامان صد بار گفتم نگو کوک بگو جونگ کوک
مادر ا/ت : از بچگی تو رو این پسر غیرتی بودی… حالا واقعا داری با بی تی اس همکاری میکنی?
+اوهووم.. مامان یادته چقدر مسخره میکردی و میگفتی اینا چین کین ?
مادر ا/ت: انقدر حرف نزن گوشی رو بده میخوام با کوک حرف بزنم
+مااااامااااااان…
مادر ا/ت : یاماااااان…
خندم گرفته بود… مامانم از همون موقع ها میگفت کوک بهتر از همشونه ..تمام کاورای کوک رو گوش میداد و صداشو تشخیص میداد
+اخه مامان تو که نمیفهمی اون چی میگه ..
مادر ا/ت: تو اون یکسالی که تو کما بودی از بس با دکترا حرف زدم خوب این زبونو یاد گرفتم ..
گوشی رو سمت کوک گرفتم
×سلام مامان
مادر ا/ت: مامان?… (زدم تو سرم) سلااام
×عاام.. ببخشید که نتونستم ازرنزدیک ببینمتون
مادر ا/ت : حتما همو میبینیم ..به زودی با پدر ا/ت میایم اونجا (محکم تر زدم تو سرم )..خب بکارتون برسین
+مامان نمیخوای بقیه رو ببینی ??
مادر ا/ت : راستشو بگو ببینم برای چی به من گفت مامان???
+ماااااماااان. کار دارم خدافظ
مادر ا/ت: ا/تتتت… نکنه??
+مامان میشه تو یبار همه چیزو نفهمی????
هینی کشید که زود خدافظی کردمو گوشی رو قطع کردم

#loveme°•
دیدگاه ها (۵۸)

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط