بالاخره..

من به جایی رسیدم ك دیگه مهم نیس آدمای مهم زندگیم تركم کنن، دیگه مهم نیس نادیدم بگیرن.. حتی دیگه مهم نیس با حرفام دلشونو بشکنم.. بالاخره شدم اون آدمی ك میخوام، همونی ك هرچقد براشن براشونه.. بالاخره تونستم غرورمؤ حفظ کنم.. دیگه مهم نیس تنها باشم یا دورم شلوغ باشه.. مهم نیس چطور باهام رفتار شه چون دیگه برای هیچکدومتون کمترین اهمیتی قائل نیستم و.. چقد از من الان راضیم.
دیدگاه ها (۰)

شخصیت من خیلی عجییه...!گاهی آنقدر حرف میزنم ک همه ارزوی یک د...

____ دوپارتی_____پارت آخرویو تهیونگگوشیم داشت زنگ می‌خورد سر...

اومد صاف خودشو پرت کرد جلوم رو تخت!اولش هنگ‌نگاش کردم..تو ذه...

حس های زخم خورده part 11من متاسفم ولی من نمیتونم الان بفهمم ...

پارت_14/و15اونا با دیدن خندم تعجب کردن درسام از رو شونه دادا...

همیشه دلم میخواست کسیو داشته باشم انقد باهاش راحت باشم که وا...

ادامه چند پارتی وقتی فهمیده بود معتادی وقتی فهمیده بود معت...

رمان در حسرت اغوش تو12نگاهم رو به بخاری که از فنجون قهوه ی د...

جواب ناشناص😐😂💔کوکوی ترکیب کوک و کیه؟+کوکوی ترکیب کوک و وی یا...

حس مبهم(پارت چهاردهم) بعداز مدت ها پارت جدید رو گذاشتم._تاعو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط