عشق در تاریکی 25

عشق در تاریکی 25

× هوووف از دست تو
+ هی هی😁
دیگه چیزی نگفتیم و بعد چند مین رسیدیم خونه سریع پیاده شدم و رفتم داخل آخیششش دلم برا خونمون تنگ شده بود انگار نه انگار همین چند دقیقه پیش داشتم پیش جونیور از خونه غر میزدم بیخیال سریع رفتم اتاقم و لباسامو با یه ست خانگی راحت عوض کردم حوصله حموم نداشتم سریع روتین پوستیمو انجام دادم و رفتم بیرون رفتم طبقه پایین و دیدم جونیور همونطوری با لباسای رسمی شرکتش رو مبل ولو شده رفتم سمت اشپزخونه و شروع به اشپزی کردم
× این شرکتی ک درخاست دادی اسمش چیه؟
+ فک کنم Jk بود
× هه واقعا فک کردی میزارم مدل بشی؟ اونم مدل شرکتی ک خدم توش کار میکنم؟
+ الکیییی تو توی شرکت Jk کار میکنی؟
× آره
+ پس باز باید قیافه نحضت تحمل کنم؟
× تو ک باید قیافمو تحمل کنی ولی تو خونه شرکت نمیری قرار نیس کار کنی
+ هوووف جونی اذیت نکن دیگههه
× نمیدونم چی بهت بگم تو ک به هرحال کار خدت میکنی
+ عاشقتممممم
دوکبکی رو کشیدم تو بشقاب و گذاشتم رو میز
+ عشگمم بیا شام
× امدم
همونطوری با لباس رسمی امد نشست پشت میز از قیافش مشخص بود خیلی خستس بی هیچ حرفی غذامونو خوردیم
× ممنون خیلی خوشمزه بود
+ خاهش
بلند شد و رفت سمت اتاقش منم میز جمع کردم ظرفا شستم و رفتم سمت اتاقم خیلی ذوق داشتم برای اینکه جونیور قبول کرد کار کنم و تازه توی شرکت خدش هم هستم راستی اگه توی اون شرکت جونیور کار میکنه رئیسش. وااای نه آره خب رئیسش چئونه ایشش به من چه پریدم رو تخت و سیاهییییی
دیدگاه ها (۲)

سالها پیش توی شرکتی کار میکردم و اشتباهی مرتکب شدم که ۳۰۰ می...

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

رمان عشق ممنوع

COERCION

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

به زیباییه مشکی

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 021"""""""""""""""""""""""""""""""...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط