-بم گفت میشه آشتی کنیم؟

-بم گفت میشه آشتی کنیم؟
+گفتم تاحالا شده یه کتابو دوبار بخونی؟
‌-گفت اره
+گفتم داستانش عوض شده؟
‌-گفت نه
+گفتم پَ خفه شو
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت ۶سرش رو بلند کرد و گفت بیهوش شده بودی آوردمت اتاق...

گفتم: مروارید خوابه. بیدارش نکن. گناه داره.رضا نگاهم کرد. یه...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

#Repost @beny.trade ——همیشه این سوال بوده ویژگی های ارزهای د...

پارت 3

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

رمان چهارم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا دوبا...

یونگی: من که گفتم روانی هستم حالا زود باش قبول میکنی یا نهها...

سلام بچه ها اومدم اولین فیلم رو بدم بیرون که فقط هم همین یه قسمته ببخشید اگه بد بود فقط یادتون بمونه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط