پارت ششم:

پارت ششم:
داستان از دیدگاه جیمین: بالاخره بعد یک ماه ، والدین جیمین تونستن جیمین رو پیدا کنن و اونو پیش خودشون برگردونن،یونگی و اکیپش به ۱۰ سال حبس محکوم شدند ، جیمین شدیداً افسردگی گرفته بود ، خانواده اش ، مخصوصا یونا خیلی نگرانش بودن ، جیمین روی تختش دراز کشیده بود ، یونا وارد اتاق شد ، نزدیک پیانو رفت و گفت: دیگه پیانو نمیزنی؟ جیمین اشکاش رو پاک کرد و گفت: نه . یونا گفت: تو که عاشق نواختن پیانو هستی ، چیزی شده؟ جیمین گفت: یونا من عشقم رو از دست دادم ، اون دیگه توی زندونه . یونا گفت: عشقت؟ جیمین گفت: آره ، چند وقت ارتباطم رو با شماها قطع کردم در عوض با کافر بیگناه زندگی کردم و برایش معشوق معصوم شدم . یونا گفت: خوش به حالت جیمین.
سالها گذشت ، یونگی بالاخره آزاد شد ،فکر میکرد که جیمین اونو فراموش کرده به همین دلیل از سئول به نیویورک مهاجرت کرد ، جیمین هم جایگاه پدرش رو گرفت بیزینس من شد و اینگونه شد که این دو به هم نرسیدند اما عشقشان پابرجا و استوار ماند.
های گایز پارت آخر 🪼🫡
ببخشید عزیزان که دوتا پارت آخر کم و آخر فیک غمناک بود ، راستش تخیلم فیک جدیدی با موضوع متفاوتی بهم معرفی کرد و این موضوع تمرکزم رو به هم ریخت ، قول میدم بعد امتحان تقریباً اول های تیر یا شاید هم شد آخر های خرداد فیک رو می‌زارم . فیک جدید جالب تر میشه .
ممنونم از حمایت هایتان 🌹🎀
دیدگاه ها (۰)

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : آخر » ⁦♡⁩همون شب که یونگی جیمین رو ب...

.....پارت هفدهم.....

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

#میکاپ_آرتیست_من

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت هجدهمصبح روز بعد، یونا کنار پنجر...

....پارت دهم.....

HATE TO LOVE⁸(ویو:رز)که صدای شیپور از دور شنیده شد...بالاخره...

From Enmity to Love

𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘪𝘯 𝘢 𝘋𝘦𝘢𝘥 𝘞𝘰𝘳𝘭𝘥 ✨ نوری در دنیای مرده‌ها ✨📖 خلاصه داس...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ¹⁰ویو تهیونگ همین جور توی بغل بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط