انگشت اشارشو به سمت خودش نشان گرفت و بریده بریده ادامه د

انگشت اشارشو به سمت خودش نشان گرفت و بریده بریده ادامه داد:
+من دیگه نمیخوام گول بخورم.. .. من میخوام از نو شروع کنم..

سرشو آهسته روی میز گذاشت و چشماشو بست:
+حالاهم تنهام بزار.. دیگه ام این اطراف برنگرد.. میخوام فکر کنم هیچوقت تو زندگیم مردی به اسم جئون به پُستم نخورده..


چرا انقد ویس گوه شده؟؟؟
نمیتونم یه پارتو کاملل آپپ کنمم🤦🏻‍♀️😑
دیدگاه ها (۲)

خاطرات ناتمامPart4حرفاشو با ملایمت و شمرده شمرده میزد.. جوری...

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

Part 19

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

‌#پارت3مگه عاشق شدن دلیل میخواد؟اولین لیوانو به تندی سرکشیدم...

رمان فیک‹اگر نبودی›💜🌙پارت⁹⁰⊱⋅ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ─ ⋅⊰#جیسوچشمام...

The first part

فیک: گودال part³⁷" خخخ دیونه ، بفرمایید "jkیون‌سوک بیرون رفت...

فیک کوک ♡رز های خونین♡ پارت ۲۹

غریبه ترین آشنا #Part7[22ژوئیه 2015]با دیدنش به سمتش دوید و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط