{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
پارت 15
ات: 80 درصد
جونگ کوک: نه بابا
تهیونگ و جیمین: اووووو (خنده)
جیمین 80 درصد بگیر همه
جونگ کوک: ات و کلی نه شما برین ابمیوه بردارین
ات: جونگ کوک (اخم) میخوام بخورم تا حالا نخوردم لطفا دیگه
جونگ کوک: یکم بهت میدم برو ابمیوه بردار بچه لج نکن
کلی من تا حالا خوردم مشکلی ندارم ولی بازم هرجور شما میگین چیکار کنم
جونگ کوک: هرجور خودتون دوست دارید انتخاب کنید منم 80 میخورم با ات میریم ابمیوه بگیریم پاشو ات
ات: من ابمیوه نمیخوام ویسکی میخوام
جونگ کوک: نه بابا جدی(خنده) تو ابمیوه انتخاب کن بهت میدم گفتم
ات: قول؟
جونگ کوک: قول ابمیوه بردار بریم
ات: باشه
ویو ات:
ابمیوه رو برداشتم رفتیم سر میز نشستیم ویسکی رو هم اوردن
جونگ کوک: ات اونجوری نگام نکن ابمیوه تو بخور بهت میدم
ات: هوف باشه
ابیموه رو خوردم و دوباره خیره شدم به جونگ کوک
جونگ کوک: ای خدا ابنو نگاه کن برات بده بچه
ات: کلی هم داره میخوره برا من بد شد دیگه
جونگ کوک: کلی رو بهش اجازه دادن من به تو اجازه نمیدم
ات: منم میخوام
جونگ کوک: یکم ات یکم بخدا بیشتر بخوری دیگه باهات حرف نمیزنم یکم
ات: باشه (ذوق)(یکم میخوره)
جونگ کوک: بسه خب بده من
ات: خوشمزه نمیشه یکی هم برای من بگیری؟
جونگ کوک: ات....... نه نمیشه
ات: ولی من میخوام
تهیونگ: ات جونگ کوک میکشتت الان(خنده)
ات: ولی من ویسکی میخوام(ناراحت)
جونگ کوک: بچه برات خوب نیست
ات: برای کلی هم خوب نیست منم میخوام
جونگ کوک: تو که دیگه بچه نیستی لج نکن
ات: چوپ بچه نیستم میخوام ویسکی بخورم
جونگ کوک: برو بگیر
ات: ییییی مرسی
جونگ کوک: ولی من دیگه باهات حرف نمیزنم
ات: جونگ کوک دیگه خب پس بده همون یذره که مونده رو بخورم
جونگ کوک: جیمین برو یکی برای من بگیر بیا ات بگیر اینو
ات: مرسییییی
جیمین: باشه
ویو ات:
جونگ کوک یذره ویسکی بهم داد و خودش یکی دیگه گرفت و خورد منم خوردم
یکم بعد
ات: جونگ کوک یچی بگم
جونگ کوک: بگو
ات: حالم بده
جونگ کوک: من بهت گفتم نخور
ات: فقط یکم بود
جونگ کوک: وقتی میخوری حالت بد میشه همینه دیگه
کلی: دفه اول دوم اینجوری بعدش خوب میشه
جونگ کوک: دیگه حق نداری بخوری حتی یکم
ات: جونگ کوک حالم بدههه
جونگ کوک: خب پاشین بریم
ات: بریم دکتر (سرشو میزاره روی شونه جونگ کوک و چشماشو میبنده)
جونگ کوک: پاشید بریم منو ات میریم دکتر
جیمین: خب ماهم میایم دیگه
جونگ کوک: باشه بریم
ویو جونگ کوک:
رفتیم بیرون ات کم حال بود همش میخواست بیوفته بغلش کردم رفتیم پارکینگ
جونگ کوک: ات با ماشین بریم
ات: نه متور
جونگ کوک: سوارشو بریم سریع
ات: بریم
رسیدیم بیمارستان رفتیم اتاق دکتر اتو معاینه کرد و یه سرم بهش داد
ات: جونگ کوک من تا حالا سرم نزدم
جونگ کوک: بیا بریم بگیریم باید بزنی که خوب بشی
ات: باشه (ترس)



دادااااا سرمههههههه دیگههههه 😂😂بچه ها ببخشید خیلی درگیر درسام هستم نمیتونم خیلی فعالیت کنم ببخشید 🙃
دیدگاه ها (۱۰)

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

شب تولدم پارت 17ویو جونگ: داشتم حرف میزدم که با قرار گرفتن ل...

شب تولدم پارت 14ات: کوک ما با متور بریم جونگ کوک: باشه قشنگم...

شب تولدم پارت 13ات: جونگ چرت و پرت نگو تفنگ تو جیب تو ویو ات...

شب تولدم پارت 6 جونگ کوک: اتتتتتتتتتت(داد و گریه) جیمین: تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط