درخواستی

**پارت دوم: خبر بزرگ**

#درخواستی
مصاحبه تموم شد و همهی ما خسته ولی خوشحال برگشتیم خونه. هنوز هیجان مصاحبه تو وجودمون بود. همه رو کاناپه ولو شدیم و مثل همیشه نودل خوردیم — غذای رسمی گروه ما! 🍜

داشتم نودل رو دور میچرخوندم که یهو گوشیم زنگ خورد. یه پیام از طرف برنامه اومده بود. اول فکر کردم شوخیه، ولی وقتی خوندم، نودل از دستم افتاد!

**لیها:** (با چشمان گرد شده) بچهها... بی تی اس قراره با جیمز مصاحبه کنه!

**ات:** خب که چی؟ اونا همیشه مصاحبه میکنن.

**لیها:** ولی این بار... با گروه ما! یعنی با ایم بیبی گرل! قراره با همدیگه مصاحبه داشته باشیم!

یه لحظه همه ساکت شدیم. بعدش یهو همه با هم فریاد زدیم! 🎉

**مینسو:** یعنی ما قراره با بی تی اس روبرو بشیم؟! واقعیه؟!

**لیا:** (با دستهای لرزون) من الان باید چیکار کنم؟! باید چی بپوشم؟! باید چی بگم؟!

نودلها رها شد، کاناپه خالی شد و همه مثل برق به سمت اتاق خوابها دویدیم. هر کدوم کمدهامون رو باز کردیم و شروع کردیم به چیدن لباسها روی تخت. لباس صورتی؟ نه، شاید آبی بهتر باشه. این یکی؟ اون یکی؟

**ات:** (با یه لباس تو دستش) فکر کنم فردا مهمترین روز زندگی مونه!

**لیها:** (از اتاق دیگه) نه فقط مهمترین روز، مهمترین روزِ تاریخه! 😂

تا نیمهشب بیدار موندیم، لباس عوض کردیم، دوباره عوض کردیم و بازم عوض کردیم. هر کدوم یه استایل خاص انتخاب کردیم که فردا همه ببینن و بگن «ایم بیبی گرل چقدر خاصه!»

بالاخره خسته و خوابآلود، ولی پر از هیجان، رفتیم بخوابیم. فردا... روز بزرگیه!
دیدگاه ها (۱)

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

استی: جونگین، چیکار میکنی!🦊: رفتم سونا ㅎㅎㅎاستی: بین ناز بودن...

پنهان عشق

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 5_نمیخوای دست از زل زدن ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.9 (روایت از زبان ا...

ازدواج اجباری بین ما دوتابچه ها توجه کنین من اِما رو اینجوری...

کپشننننن🛐🛐🛐دوردونه سکسی🤤🔞پارت چهار پیدات میکنم دیگه نمیزارم ...

رمان عشق ممنوع

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط