𝙿𝚊𝚛𝚝𝟮
𝙿𝚊𝚛𝚝𝟮
انچه گذشت: معلوم نیست چه موجدی داخل این
بقیه قلعه اسرار امیزه پس تصمیم گرفتم
..........…............................……....…....................…..
جیسو ویو:پس تصمیم گرفتم برم داخل قلعه ،در زدم
دیو: کیه؟
جیسو : ببخشید
دیو: (در رو باز کرد) چی میخوای؟
جیسو: عه دو...دوکامو میخواستم(با لکنت)
دیو: نمیشه
جیسو: لطفاً ، خواهش میکنم
دیو: به یه شرط
جیسو : چه شربطی
دیو: سه کار رو باید برا من انجام بدی
جیسو: سه کار؟!(متعجب)
دیو: اره سه کاراگر تونستی اونکار ها رو انجام بدی که بهت میدمش اگر که نه نمیتونم بهت بدم
جیسو: باشه
«فلش بک به داخل قصر»
دیو : برو برام آب بیار
جیسو: اب؟ (متعجب!)
ویو جیسو: متعجب به سمت آشپزخونه رفتم آب اوردن که کار خواستی نداره!،یک لحظه چشمم به شیر اب اشپز خونه افتاد، این مار یا اژدهاست ؟!چه موجود عجیبی ،به ناچار مجبور شدم اهسته آهسته راه برم تا بیدار نشه و لیوان رو پر اب کنم و از اون موجود عجیب الخلقه عبور کنم
جیسو: اینم یک لیوان اب
دیو: خوبه کارت رو خوب انجام دادی ،کار دوم اینکه تو.......
انچه گذشت: معلوم نیست چه موجدی داخل این
بقیه قلعه اسرار امیزه پس تصمیم گرفتم
..........…............................……....…....................…..
جیسو ویو:پس تصمیم گرفتم برم داخل قلعه ،در زدم
دیو: کیه؟
جیسو : ببخشید
دیو: (در رو باز کرد) چی میخوای؟
جیسو: عه دو...دوکامو میخواستم(با لکنت)
دیو: نمیشه
جیسو: لطفاً ، خواهش میکنم
دیو: به یه شرط
جیسو : چه شربطی
دیو: سه کار رو باید برا من انجام بدی
جیسو: سه کار؟!(متعجب)
دیو: اره سه کاراگر تونستی اونکار ها رو انجام بدی که بهت میدمش اگر که نه نمیتونم بهت بدم
جیسو: باشه
«فلش بک به داخل قصر»
دیو : برو برام آب بیار
جیسو: اب؟ (متعجب!)
ویو جیسو: متعجب به سمت آشپزخونه رفتم آب اوردن که کار خواستی نداره!،یک لحظه چشمم به شیر اب اشپز خونه افتاد، این مار یا اژدهاست ؟!چه موجود عجیبی ،به ناچار مجبور شدم اهسته آهسته راه برم تا بیدار نشه و لیوان رو پر اب کنم و از اون موجود عجیب الخلقه عبور کنم
جیسو: اینم یک لیوان اب
دیو: خوبه کارت رو خوب انجام دادی ،کار دوم اینکه تو.......
- ۶.۹k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط