#why_him

#why_him

part:91

آنالی: راستی تهی کجاست؟

تهی: دنبال من میگردی؟

نگاهمو به سمتش چرخوندم و با دیدنش تو اون وضعیت خندم گرفت.

تهی:همون جا واینستین نگاه کنین بیاین اینارو ازم بگیرین.

آروم سمتش رفتم یکمی از وسایلو از دستش گرفتم.

آنالی:اینارو میخوای کجا ببری؟

تهی:هوم بذارشون روی میز کنار کاناپه.

آنالی:باشه.
روی کاناپه کنار تهی نشستم و وسایلو روی میز گذاشتم که تهی در گوشم گفت:

تهی:دیشب خوش گذشت؟

با تعجب سرمو طرفش برگردوندم که ادامه داد: اشکالی نداره نمی‌خواد خجالت بکشی وقتی زنش بشی روند زندگیتون همینطوره
یه شب بدون.... نمیشه.

تهی: اصلا ولش کن بیا فیلممون رو نگاه کنیم.....

..........
توی این چند روز رابطم با آرتو خیلی خوب شده بود.
حافظم هم کم کم داشت برمیگشت.
کلا بگم همچی داشت خوب پیش می‌رفت......

ادامه دارد..............∆
دیدگاه ها (۴)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁸یا شاید..فقط خیال می‌کردم نگاهم می‌کن...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

ادامه پارت ۳۳^_^

فیک

......پارت. دوازدهم......

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇14ویو نامجون:صبح مثل همیشه وارد کلاس ...

My professorChapter:2Part:117چند دقیقه بعد،ماشین جلوی کافه م...

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط