سلام مهرباترین

سلام مهرباترین
سلام مولای غریب

دلهای ما لب تشنه‌ی باران نورت
چشم انتظار صبح زیبای ظهورت

می باری عطر روشنای صبح دم را
بر جاده های شب زده وقت عبورت

ما را ببر با خود به دیدار خداوند
از سمت سهله جمکران، از کوه طورت

آقا اگر هم قلب ما از جنس سنگ است
شاید شود نیمه شبی سنگ صبورت

هر روز بین کوچه های فاطمیه
لبریز ماتم می شود چشم غیورت

صاحب عزا با واهمه می خوانم امشب
مرثیه های مادرت را در حضورت

حس می کنی آن التهاب شعله ها را
لحظه به لحظه ، مو به مو ، صورت به صورت

هر روز قبر بی نشانی ندبه دارد
چشم انتظار صبح زیبای ظهورت
دیدگاه ها (۳)

غریبه ای آشناپارت۳خانم چوی بگو اون دختره که تازه اومده بیاد ...

🌞🌷🍉 رایحه خوش زندگی، با لبخند صبح آغاز می‌شود 🍉🌷🌞🥒💚 و لبخند ...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

رمان : تا وقتی که عاشقت بشم

آپدیت توییتر"WORKDOL"با عکسایی از چان و لینو تو این برنامه❤️...

زیبای کوچک فریبکار

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی²پدر تهیونگ،آقای ته‌هیون که تمام...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط