_میخوام بهت یچی بگم!

_میخوام بهت یچی بگم!
+خو بگو
_آخه میترسم
+برا چی؟
_میترسم ناراحتت کنم
+بگو من از هر کی ناراحت بشم از تو نمیشم(💖 )
_من...
+حرفتو راحت بگو
_من دیگه دوست ندارم(💔 )
+چی؟
+دیگه دوسم نداری؟
+فک کردی برام مهمه؟
(تلخ میخنده و نمیذاره اون بفهمه که نابود شد،فرو ریخت،شکست)
_اگه دوسم نداشتی،اگه برات مهم نبودم چرا گفتی از دستم ناراحت نمیشی؟
+چون برام مهم نبودی که بخوام بخاطرت ناراحت بشم(دروغ)
(قطره اشکی از چشماش فرو میریزه ولی روشو برمیگردونه و بدونه اینکه بذاره اون اشکشو ببینه و شکستنشو حس کنه میره)
.
.
.
.
اون رفت دلش شکست،خورد شد،چشاش ابری شد،گریه کرد،بغض کرد...
اما نذاشت غرورش بشکنه...
حالا که قلبشو شکونده بودن چرا اون قلبشونو نشکونه...
اون رفت برای همیشه...
اما حرفی که زد برای همیشه تو ذهن پسر حک شد:
"تو برام مهم نبودی"
اون ی دختر بود
ی پرنسس که نذاشت هیشکی شکستنشو بفهمه
دختری که برعکس ظرافت ظاهرش
قویه...
اون قدری که حتی فکرشم نمیکنی...
اون ی دختر بود
#نوشته_خودم
#آیلی_نویس
#کپی_نکن
#do_not_copy
دیدگاه ها (۱)

سناریو:زخم التیامی/پارت ۷**نویسنده**باکوگو خشکش زد.بعد سریع ...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

Enemys Embrsce [ part 40]

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

stolen

فیک تهیونگ

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط