{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:14

part:14
_لیدی بریم وسط
+بریم
رفتیم وسط تهیونگ دستشو دور کمرم حلقه کرد منم دستامو دور گردنش انداختم و شروع ب رقصیدن کردیم
_بیب اصلا فک نمیکردم ی روزی واقعا عاشق بشم
+منم همین طور
_ع از کجا بدونم راص میگی
+ته شروع نکن
_باشه بیب جذاب من(خندع)
+لوس
_جاااان
+نشنیدی
_ی بار دیگ بگو
+لو....
_نذاشتم حرفشو تموم کنه لبامو گذاشتم رو لباش اروم مک میزدم ک اونم همراهیم کرد ...
جیمین:اومای گاااددد
ته و ات دوباره شروع کردن
کوک:خوب ب تو چ چیکار داری بزار کارشونو کنن(خندع)
ودرزمن جیمین خاان الان کی بود داشت هانی و میبوسید(خندع)
جیمین:یاااا
کوک:دورغ میگم
جیمین:ن الانم میبوسم
هانی پاشو ماام بریم وسط دیگ پاشو
هانی:باشه
هانی و جیمینم رفتن وسط حالا کوک و نایو موندن(😂)
کوک:هی دختر ت نممیخای بری وسط
نایو:ب ت چه ک رفتم یا نرفتم
کوک:راس میگی پس من میرم وسط
 کوک رفت وسط ک دیدم ی دختر رفت سمت کوک و بهش ی چیزی گفت
نشنیدم چی گفت ولی اصلا خشم نیومد ازش ک دیدم کوک دستشو دور کمر دختر حلقه کرد و اونو کشید سمت خودش عصابم بدجور خورد شدع بود
نایو:پسری هرزه حال بهم زن
رومو برگردوندم اون طرف داشتم رقص
تهیونگ و ات میدیم دیدم جیمین و هانی هم خیلی خوشحالن ودارن میرقصن
با دیدن دوتا دوستام کنار زوجاشون ک خوشحال بودن لبخند ملیحی زدم
برگشم دوبارع این طرف ببینم کوک چیکار میکنه دیدم  همون طور ک داره با دختر میرقصه میخندن و خیلیم خوشحالن خیلی حرسم گرفته بود
نایو:من چرا دارم حسودی میکنم ایششش پسری هرزه زدم ب سیم اخر
و سه لیوان مشروب و خوردم دیگ مست شدع بودم ک ی پسرجذاب اومد سمتم
پسر:سلام تنهایی
نایو:کسی رو میبینی
پسر:پس تنهایی میخای برقصیم
نایو:چراک ن
بلند شدم ورفتیم وسط پسر دستشو دور کمرم حلقه کرد منم دستامو گذاشتم رو بازو هاش و شروع ب رقصیدن کردیم
کوک:داشتم میرقصیدم رو برگردوندم دیدم ک نایو نیس باچشم دنبالش گشتم
ک دیدم دارع با ی پسر میرقصه رفتم سمتش و ی مشت کوبیدم تو صورتش
نایو:داشتم با پسره میرقصیدم ک کوک اومدو ی مشت خابوند تو صورت پسر
رگای گردنش از شدت عصبانیت زدع بود بیرون ک سریع بچه ها اومدن سمتمون
+نایو خبی چیشدع
هانی:خبی نایو
نایو:اره بچه ها من خبم
_کوک چ قلطی میکنی چرا این پسرو زدی
پسر:مرتیکه دیونه
کوک:خفه شو عوضی(داد)
جیمین:کوک اروم باش هوی اقا پسر توام
برو تاشر نشدع
پسره رفت
کوک:داشتی هرزگی میکردی(داد)
نایو:ب تو چه تو چیکار داری ب من
کوک:بهت نشون میدم رفتم نزدیکش
نایو:نزدیک من نیا اشغال کثافت
ات نمیخای بریم(داد)
+کوک ت حق نداری سر نایو داد بزنی نایو هرکاری دلش بخاد میکنه
کوک:ات تو خفه
_کوک ب بیبی من میگی خفه چته تو عوضی
+ته بیا بریم ولش کن تاشر نشده
جیمین :بریم بچه ها بریم
+هانی نایو اومدن بیرون و کوک و جیمین موندن داخل
هانی :خوب دیگ ات عزیزم ما بریم
+مراقب نایو باش نایو مراقب خودت باش
نایو:باش ات
نایو رو بغل کردم
هانی:هی منم میخام
+بیا بغلم خانم لوسه(خنده)
خوب خدافظ بچه ها
سوار ماشین شدیم و بعد ۲۰ مین ب عمارت رسیدیم تا داخل سالن شدیم خودمو انداختم روکاناپه
+وای خدااا خیلی خسته شدم
ته اومد کنارم نشست..
دیدگاه ها (۸)

چند پارتی وقتی عضو هشتمی و اسم و افسردگی داری پارت: ۱

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

Love you پارت سوم&عاها-هومم«سوجین تو دلش میگ باهات مهربون تر...

پارت⁸:))

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط