با‌الارم‌گوشیم‌بیدار‌شدم...

با‌الارم‌گوشیم‌بیدار‌شدم...
ساعت!!ساعت⁰⁸:⁰⁰بود.
ات:وای دیرم شدددد!
جیمین:پاشو دختر
ات:هه چه عجب انقد زود بیدار شدی!
جیمین:کوص نگو بیا صبحانه
ات:تو نمیدونی از این حرف بدم میاد؟چرا هی تکرارش میکنی؟؟؟
جیمین:(رفت)
پدر:ات آماده ای امروز تو جشن قراره مافیا اعلام شی
ات:³ساله که آماده ام...
پدر:خوبه
(همه صبحانه خوردن و هر کسی رفت پی کارش خودش)
(ات رفت اتاق)
امروز بهترین روزمه باید عالی به نظر برسم...
آماده شد و رفت خرید
یه لباس شیک گرفت اومد خونه ساعت ¹³:⁴⁷ بود...
پرش زمانی به ساعت ²⁴:¹²
ات:همه آماده اید؟بریم؟
جیمین:امروز قراره مافیا اعلام شی دیگه انقد بچگونه رفتار نکن
ات:...
رفتند به جشن(با اینکه صاحب جشن بودند یه باغ رزرو کرده بودند)
لباس ات (اسلاید⁵)
لباس‌جیمین(اسلاید⁴)
ته ته:آه خانم خانما قراره امروز مافیا اعلام شی تبریک...
ات:(پرید تو حرفش)بسه...
جیمین من میرم بالا(منظورش داخله)
رفت...
لباس ته ته و داداشاش(اسلاید¹)
خب ²ساعت بعد ساعت ² بود.
پدر ات خب خب می‌خوام امروز دخترم ات رو مافیا اعلام کنم
...
خب پارک ات امروز (تاریخ) مافیا میشود...
جیهوپ:هه مطمئنید این فسقلی کیوت می‌تونه مافیا باشه؟
ات:فسقلی کیوت؟من میتونم کاری با دوس دخترت بکنم که بیشتر از کار خودت جیغ بکشه...
جیهوپ:...
لباس جیهوپ(اسلاید²)
یونگی:اوه چه چیزی حال کردم خوب جوابشو دادی دختر(باهم صمیمین)
ات:تو پسر داییمی دیگ
(با این حرف تهیونگ حسودیش شد)
لباس یونگی(اسلاید³)
لونا:خب خب بسه...
ات تبریک میگم امید وارم مافیای خوبی بشی...
ات:ممنون
خدمه:رییس مبارک باشه...
نوشیدنی؟
ات:برمیدارم
ات و تهیونگ هر دو روهم کراشن ولی برای غرورشون به هم نزدیک نمیشن...
(هردو هم خبر دارن)


شرط برای پارت بعد که قراره با ات جیغ بزنیدد
¹⁰لایک
¹فالوور


فردا پارت بعدی رو میزارم


#کمپانی_mw
#کتابخانه_wm
دیدگاه ها (۰)

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

مربی موتور سوار

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

*ترجمه پوستره پست جیمین: استف و اعضای تیم، به مناسبت تولد جی...

پارت 1 ★(رمان ازدواج اجباری با هوانگ )★ویو ات: یک روز دیگه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط