هردو رو انتخاب می‌کنم!

هردو رو انتخاب می‌کنم!
P8

نامجون: بچه ها زیاد با ا.ت ور نرید میمیرید!

شوگا: به خودم رفته دیگه...

جیهوپ: ته دلش مهربونه...پس به من رفته!

جیمین: ساکت شید بابا...مثل خودم منحرفه پس به من رفته!

نامجون: ا.ت نمره های درسیت چطورن؟

ا.ت: تا پارسال همشون ۲۰ بودن

نامجون: پس همگی خفه...به خودم رفته!

ته: فسقلی بیا اینجا ببینم اونو کشتی!

ا.ت: باشه تهیونگ

کوک: هی...چرا تهیونگ و نمیزنی؟(عصبانی)

ا.ت: چرا بزنم؟

کوک: بهت گفت فسقلی!

ا.ت: اون اربابمه....

کوک: اون اربابمه(ادای ا.ت و در میاره)

"همگی خندیدن و تا شب باهم بودن بعد پسرا رفتن خونه...ا.ت خیلی باهاشون صمیمی شده بود!"

ا.ت: خیلی خوش گذشت تهیونگ...بهتره برم وسیله هارو جمع کنم!(خوشحال)

تهیونگ: وایسا ببینم(عصبانی)

ا.ت: چیزی شده؟

تهیونگ: تو حق نداری انقدر با اونا صمیمی بشی!(داد)

ا.ت: چ...چرا(ترس)

تهیونگ: خفه شو...انقدر رو حرف من حرف نزن دختره ی بیچاره...من بودم که نجاتت دادم احمق! وگرنه الان بودی تو کوچه خیابون ها! دیگه هم به من نگو تهیونگ...فقط ارباب!دیگه هم وقتی اونا هستن از اتاقت بیرون نیا(داد)

ا.ت: چ...چشم...ا...ار..ارباب(بغض و بعد سریع رفت تو اتاقش)


🤎🧸
دیدگاه ها (۲۳)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

My Boy❄

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط