#گناهکار_من🎀

#گناهکار_من🎀
#پارت_بیست_و_هفتم
تهیونگ نامه رو برداشت و خوند نامه از دستش افتاد زمین*
جیهوپ:داداش چیشدههه اون چیه؟
شوگا:ته ته یه چیزی بگووو
شوگا رفت نامه رو از زمین برداشت*
شوگا:ا...این چیههه مرتیکه عوضیی فک کنم دخترا رو دزدیده
جیهوپ:الان ما چیکار کنیمم
تهیونگ: بلایی سرشون نیارهه
شوگا:وایسین باید فکر کنیم ...
جیهوپ:زنگ بزنیدد به کوکی
تهیونگ:راست میگه وایسا من زنگ بزنم
شوگا:اوکی د بدوو
تهیونگ زنگ زد به جونگکوک:
کوکی:سلام ته ته چه عجب بعد چند ماه یه یادی از ما کردی
تهیونگ:سلاممم چیزه کوک ببخشید سرم شلوغ بود میگم که میشه یه کمکی بهمون بکنی
کوکی:حتمااا، اما چیزی شده؟
تهیونگ:پشت گوشی نمیتونم بگم میتونی بیای خونه شوگا؟
کوکی:اوکی الان میام ته ته
تهیونگ:مرسی اما سریع بیااا لطفا
کوکی:اوکی اومدم
گزارش کنی پاره میشی🤌🏻
حمایت کنیدددد پلیز💕
دیدگاه ها (۸)

دیدار باتو (پارت ۳)

part : 1Let's go 🤗شروع .ا.ت : امروز تهیونگ بعم زنگ زد و گفت...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۹ : «کسی که نباید دوستش می‌داشتم»کلاس کا...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

Part 7

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

الماس زیبای من part⁸- کجا بیبی؟• میخوام بشینم روی صندلی- نه...

dark life = 48ات تمام شب رو با چشم‌های باز گذروند. روی تخت د...

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط