{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رائفی پور:

رائفی پور:
شخصی از فرانسه به من زنگ زد و گفت: صاحب کارم فهمیده من مسلمان هستم منو اذیت میکنه
عمدا شیفت کاری مرا گذاشته قبل از نماز ظهر تا بعد از نماز مغرب و عشا .. تا نماز ظهر و عصر مرا خراب کنه

من فکر کردم که به من زنگ زده که میتونم نماز نخونم و اگر بخونم مرا اخراج میکنه و من به این کارم احتیاج دارم

تا اومدم بهش بگم گفت: نه منظورم این نیست .. من میتونم دستشویی برم و محل کارم دوربین داره غیر از دستشویی

می گفت: من پشت توالت فرنگی یک نایلون قایم کردم و من به بهانه دستشویی رفتم میرم در کنار توالت فرنگی نایلون پهن
می کنم نماز میخونم ..... میخام بدونم آنجا نماز میخونم مشکلی نداره؟

من خشکم زد واقعا قدرت تکلم نداشتم و گریه ام گرفت
به خدا گفتم: خدایا عجب بنده هایی داری ... ما ادعامون میشه مسلمانیم ... در شیعه خانه امام زمان این همه مسجد و حسینیه وجود داره

خدا وکیلی وقتی من گناه بکنم توی اون دنیا همین بنده اش را نمیاره حجت قرار بده
میگه گناهانی که توش بودی ار فرانسه بیشتر بود؟ .... شرایط توی خیابون از فرانسه بدتر بود؟ .... نماز خوندن برای تو از این شخص سختر بود؟
دیدگاه ها (۱)

My professor Chapter:2Part:90زمان حال| سئولهنوزم به یه نقطه ...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

One

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

#pain#P¹¹¹#Season²_ کجا داری میری، برسونمت. + جایی نمیرم اگر...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

I'm not jealous part 57خواست چیزی بگه که یهو گوشیش زنگ خورد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط