{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part《1》

Part《1》

ویو یوری:
وای چقد گرمهههه
هوف دلم واسه چول هو تنگ شده یه ماه میشه ندیدمش
دینگگگ.دینگگگ(زنگ تلفن یوری)
عه هه رین..(جواب میده)
علامت یوری+ علامت هه رین#
+الو
#یوری شی خونه ای؟
+آره چطور
#من قراره امروز دوست پسرمو ببینم و میخوام آرایشم کنی میشه؟
+آره حتما
#اوکی پس من میام فعلا

...ساعت یک ظهر...

+خب دیگه آرایشت تمومه
#وای مرسی عزیزم
+برو دیرت نشه عشقم
#اوکی بای

ویو هه رین :
هه اگه بفهمه میخوام چیکار کنم آتیش میگیره ازت متنفرم یوری شی بیچارت میکنم

ویو چول هو:
تو کافه نشسته بودم و داشتم به یوری فکر میکردم که یه خانمی اومد نشست کنارم اسمش هه رین بود
علامت چول هو &
&شما؟
#من هه رین هستم یه خبر راجب دوست دخترتون دارم ... این عکسو ببین
&چی این یوری.....نه امکان نداره......
#تا باهاش کنار بیای طول میکشه
&ولی آخه...
#این شماره منه من ازت خوشم میاد اگه خواستی باهم باشیم زنگ بزن فعلا

ویو چول هو:
باورم نمیشه این این یوری بود زیر یه مرد ولی چرا مگه من چی واسش کم گذاشتم......
زنگ زدم به هه رین و ازش خواستم باهم باشیم و بعدش پیام دادم به یوری و گفتم کات کنیم اولش قبول نمی‌کرد ولی مجبورش کردم اون واقعا یه عوضیه . از هه رین خواستم امروز باهم بریم بیرون

ویو هه رین :
من با یه عکاس هماهنگ کردم که از منو چول هو عکس بگیره و بفرسته واسه یوری تا آتیش بگیره

خونه یوری
علامت یونگ سو×
+یونگ سو این عکسه رو ببین
×این هه رین...ها...داره چول هو رو میبوسه؟؟؟؟؟؟؟؟
+هقق..ارههه هقق
×بیا بغلم خواهر ساده من

ساعت ده شب
+من میرم مشروب بخورم
×مواظب باش

ویو یوری:
تو مغازه نشسته بودم به پارک رو به روی مغازه نگاه میکردم که یهو هه رین و چول هو رو دیدم مست بودم و رفتم سمتشون
+یاااا شما خجالت نمیکشید؟؟؟؟
×این تویی که باید خجالت بکشییی
&یوری هرچی بین منو تو بوده تمومه من الان با هه رین شی تو رابطم
+هه رین تو.....
میخواستم به هه رین فوش که یهو چول هو زد تو گوشم انقدر محکم بود که افتادم زمین....باورم نمیشد این چول هو بود؟.....
دیدگاه ها (۰)

I love you...But I don't know...How can I say this...to you....

پآرت ⁵(قبلش ببخشید دیر شد واقعا سرم شلوغ بود🫠💞) نوا همونطور ...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟕همون لحظه در اتاق باز ...

پارت دویوری: چرا آخه ها چرااااااااا( داد و گریه )شبیوری: جون...

the first lie

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط