پارت ۴۸

سرنوشت پیش می‌آید






خانمی هااا تا پارت بعد خدافظ
و اینکه من همین جور نمیتونم به صورت منظم پارت آپ کنم
واقعا درسام زیاد شده
ولی سعی میکنم هر وقت تونستم پارت ها رو اپ کنممممم




[-----------:)
[پارت۴۸)
[-----------:)


دلین ویو :
رفتم طبق ی بالا ۲ تا چمدون درآوردم
و تو بزرگه لباس هام رو چیدم
اول لباس های راحتی
بعد لباس های مجلسی
و بعد هم لباس زیر و لباس های بیرونی
همه رو مرتب تو ساک چیدم و شروع کردم به چیدن لوازم آرایشی
یه مینی ساک اوردم و به ترتیب وسایل روتین پوستی و آرایشی رو چیدم
یه کیف کوچیک هم اوردم و توش وسایل بهداشتی رو چیدم
حالا نوبت کفش ها بود
چند پلاستیک اوردم و کفش ها رو گذاشتم توش و بعدش گذاشتم تو چمدون


حالا نوبت وسایل جونگ‌کوک بود
و وسایلش جونگ‌کوک هم تا جایی که میتونستم و بلد بودم تو یه ساک چیدم و تموم شد


حالا باید حاضر میشدم
یه دست لباس که شامل یه بادی سفید و یه پوریول( نمیدونم درست نوشتم یا نه ) پوشیدم و استیلم رو با یه شلوار کارگوی ذغالی کامل کردم
یه کیف چرم سیاه و کفشم هم انتخواب کردم که خیلی به استایلم میومد
یه آرایش ساده در حد ضد‌آفتاب ، ریمل، تینت ، یکمم روژگونه زدم
حالا کاملن آماده بودم گوشی رو برداشتم و به جونگ‌کوک زنگ زدم


جونگ‌کوک: الو جانم



دلین : جونگ‌کوک کجایی؟



جونگ‌کوک: بلیت ها و هتل و کار ها رو انجام دادم و الان تو راهم که بیام خونه


دلین: اها



جونگ‌کوک: تو آماده شدی؟



دلین : آره چند دقیقه ای میشه
تو کی میرسی؟



جونگ‌کوک: من یه ربع ساعت دیگه دم در ورودی کلبه هستم



دلین : باشع با احتیاط رانندگی کن و به دستت فشار نیار


جونگ‌کوک: باشع خانم معلم ( خنده )



دلین : عهههه مسخره نکن نگرانم



جونگ‌کوک: ببخشید خانم جئون



دلین : خدافظ‌ظ‌ظ‌ظ دیگه‌هه‌هه‌هه‌هه



جونگ‌کوک: خدافظ جوجه



پایان مکالمه



ویو داخل فرودگاه ✈️




ادامه دارد



شرط


۱۵ لایک


۱۵ کامنت


۵ ریپست


اسلاید ۲ : استایل دلین برای فرودگاه
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۲۶

ات دیدم جونگ کوک اومد خونه دیدم کیک و یک جعبه پر از لوازم ار...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط