سوگیشیتا: پس چه کس دیگه ای هم میتونه اینکارو کنه

سوگیشیتا: پس چه کس دیگه ای هم میتونه اینکارو کنه
سو : با توجه به شباهت های ساکورا و میزوکی
نیری: درسته میزوکی گفت که شاید ساکورا هم بتونه از این کار ها کنه
مومو: پس این یعنی هر دو شون
اومه میا: تو خطرن
ساکورا دوان دوان بر میگرده
ساکورا : بیاین این دفتر
نیری دفتر رو میگیره
نیری: اینجا نوشته ۵ ساعت بعد از اون اتفاق به هوش میاد
سو: زمانی که میزوکی این حرکت رو انجام داد ساعت ۹:۳۰ بود
مومو : و الان ساعت ۱:۲۰ هست
ساکورا: پس ۱۰ دیقه دیگه به هوش میاد
بچه ها یکم حرف میزنن تا
مومو: اونجا رو میزوکی چشماشو باز کرد
همه دور میزوکی جمع میشن
نیری: میزوکی سان حالتون خوبه؟
میزوکی: کی دیدی حالم بد باشه؟
سو: پس انگار حالتون خوبه
میزوکی یکم سر حال میشه و همه با هم میرن کافه کوتوها
اومه میا : سلام کوتوهاااا
دیدگاه ها (۲)

سناریو سو پارت یک

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

شب بی پایان

این آرت پست قبل_ میگم من کاری به دراما‌ها ندارم و این حرفم ف...

سناریو ساکورا تک پارتی

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

ـLove and the moonPart48یونا بلند داد زد: گمشو عوضی دیگه به...

چند پارتی جیمین پارت ششم

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_27🍷🎸با صدایی از توی ...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت سیزهمساعت از دوازده شب گذشته بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط