یه داستان باحال خوندم دوس داشتم برای شماهم بگمش

در زمان حضرت سلیمان خوشک سالی میاد
همه دست به دامن حضرت سلیمان میشن که تو پیغنبری دعا کن این خوشک سالی دیگه تمام بشه
همه چیز داره از بین میره
آهوی پیش حضرت سلیمان میاد وبهش میگه دعا کن ، تشنه مان است از خدا بخواه که خوشک سالی تمام بشه

حضرت سلیمان به روی کوه میره و دعا میکنه که بارون بیاد بهش وحی میشه که هنوز زمان خوشک سالی مانده
حضرت سلیمان برمیگرده پیش آهو ومیگه دعا کردم ولی خدا گفته زمان قحتی تمام بشه هنوز مانده آهومیگه خودم میرم روی کوه ودعا میکنم اگه جواب این بود باران میباره با یورتمه میام پایین اگر هم نه بود یواش یواش میام پایین حضرت سلیمان

آهومیره دعا میکنه خدا میگه هنوز مانده از زمان قحتی همان روی کوه


ببین چه قشنگه اینجاشش😄❤😁:

آهو میگه خدایا توکل کردم به خودت تا پایین کوه شاید فرجی بشه با یورتمه پایین میاد وقتی به پایین کوه میرسه باران شروع به باریدن میکنه
حضرت سلیمان شاکی میشه یا خدا من پیغنبرت بودم دعایم را مستجاب نکردی ولی این آهو دعا کرد ومستجابش کردی این دیگر چه سریست
خدا به سلیمان میگه دعای آهو هم مستجاب نمیشد ولی چون گفت خدایا به تو توکل میکنم مستجاب شد





آره دعا کردن خوبه ولی وقتی توکل نکنی هیچ دعایی برآورده نمیشه



پس توکل کن به خدا
دیدگاه ها (۰)

پارت 42 رمان عشق مدرسه ای بعد 25 دقیقه دیگه فرنی ات حاظر میش...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

من: هعییییییییییی خدامن: سلام...من: اومدم پارت بدم😃من: بخاطر...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

ببخشید دیر شد قول میدم فعلا فقط پارت بدم💗دردسر های سه روزه (...

پارت اول

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

خواهش میکنم تا اخر ببنید و نشر بدین. اونوقت که من حرف می زن...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط