وقتی لیوان مورد علاقشونو میشکنی(درخواستی)
(عکسام از آستری کیدز داره تموم میشه😭😭)
چان:
روی مبل باهم نشسته بودید و داشتید قهوه میخورید و فیلم میدیدیم توام وقتی دیدی قهوه ها تموم شده بلند شدی تا بری ظرفارو بزاری تو ظرفشویی ولی خب فیلم صحنه حساس بود و تو حواست به تلویزیون بود که یهویی لیوان چان که مادرش بهش داده بود از روی سینی افتاد و شکست
ا/ت:اوه..خدای من
چان:ا/ت..ا/ت(با نگرانی)
چان این مدت خیلی الکی نگرانت میشد و وقتی صدای شکستن لیوان اومد چان در صدم ثانیه اومد و براید استایل بغلت کرد و گذاشتت روی مبل تا پاهات آسیب نبینه ولی پای خودش به فنا رفت(جنتلمن🤌🥹)
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
لینو:
داشت با تلفن با همکارش بحث میکرد وتو داشتی توی آشپز خونه ظرفارو میشستی که لیوان مورد علاقه لینو که تم سفید مشکی داشت از دستت لیز خورد و شکست
لینو:ا/ت...ا/ت
لینو دوید توی آشپز خونه و با تویی مواجه شد که داری به لیوان شکسته روی زمین نگاه میکنی
ا/ت:عام...لینو...من....
لینو(سمتت اومد)اوه خدای من حواست به خودت باشه چرا وقتی میتونی ظرفارو بچینید توی ماشین با دست میشوری؟(یکم داد)
ا/ت:عام..لینو...متاسفم..
پلینو تورو بغل کرد و بهت گفت بری بیرون تا خورده شیشه هارو جمع کنه
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
چانگبین
چانگبین داشت توی باشگاه طبقه پایین خونتون ورزش میکرد و تو برای اینکه بهش انرژی بدی براش یه لیوان آب پرتقال بردی ولی توی راه پات به یکی از وزنه های چانگبین گیر کرد و افتادی روی زمین و لیوان از دستت ول شد و شکست
چانگبین:اوه..نه ..ا/ت..حالت خوبه؟(با نگرانی)
چانگبین سمت تویی اومد که روی زمین افتاده بودی و پاتو گرفته بودی
ا/ت:اَششش...چانگبین ..لیوانت
چانگبین:بیخیال لیوان.بدو باید بریم بیمارستان
(و بعد معلوم شد که پات شکسته و گچ گرفتن)
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
هیونجین:
هیون روی میز کارش نشسته بود و داشت پرونده های کاریش رو برسی میکرد.تو حوصلت سر رفته بود و رفتی توی اتاق پیش هیونجین و روی میزش نشستی ولی لیوانی که پشت سرت بود و ندیدی و لیوان افتاد و شکست
هیون:بالا..هوانگ ا/ت حواست کجاست ؟این لیوان مورد علاقم بود
ا/ت:اَششش آخه اینجا جای گزاشتن لیوانه؟
هیون: پس کجا باید بزارمش؟
ا/ت:من چه بدونم
(و این بحث ادامه دارد👍)
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگبن-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
چان:
روی مبل باهم نشسته بودید و داشتید قهوه میخورید و فیلم میدیدیم توام وقتی دیدی قهوه ها تموم شده بلند شدی تا بری ظرفارو بزاری تو ظرفشویی ولی خب فیلم صحنه حساس بود و تو حواست به تلویزیون بود که یهویی لیوان چان که مادرش بهش داده بود از روی سینی افتاد و شکست
ا/ت:اوه..خدای من
چان:ا/ت..ا/ت(با نگرانی)
چان این مدت خیلی الکی نگرانت میشد و وقتی صدای شکستن لیوان اومد چان در صدم ثانیه اومد و براید استایل بغلت کرد و گذاشتت روی مبل تا پاهات آسیب نبینه ولی پای خودش به فنا رفت(جنتلمن🤌🥹)
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
لینو:
داشت با تلفن با همکارش بحث میکرد وتو داشتی توی آشپز خونه ظرفارو میشستی که لیوان مورد علاقه لینو که تم سفید مشکی داشت از دستت لیز خورد و شکست
لینو:ا/ت...ا/ت
لینو دوید توی آشپز خونه و با تویی مواجه شد که داری به لیوان شکسته روی زمین نگاه میکنی
ا/ت:عام...لینو...من....
لینو(سمتت اومد)اوه خدای من حواست به خودت باشه چرا وقتی میتونی ظرفارو بچینید توی ماشین با دست میشوری؟(یکم داد)
ا/ت:عام..لینو...متاسفم..
پلینو تورو بغل کرد و بهت گفت بری بیرون تا خورده شیشه هارو جمع کنه
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
چانگبین
چانگبین داشت توی باشگاه طبقه پایین خونتون ورزش میکرد و تو برای اینکه بهش انرژی بدی براش یه لیوان آب پرتقال بردی ولی توی راه پات به یکی از وزنه های چانگبین گیر کرد و افتادی روی زمین و لیوان از دستت ول شد و شکست
چانگبین:اوه..نه ..ا/ت..حالت خوبه؟(با نگرانی)
چانگبین سمت تویی اومد که روی زمین افتاده بودی و پاتو گرفته بودی
ا/ت:اَششش...چانگبین ..لیوانت
چانگبین:بیخیال لیوان.بدو باید بریم بیمارستان
(و بعد معلوم شد که پات شکسته و گچ گرفتن)
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
هیونجین:
هیون روی میز کارش نشسته بود و داشت پرونده های کاریش رو برسی میکرد.تو حوصلت سر رفته بود و رفتی توی اتاق پیش هیونجین و روی میزش نشستی ولی لیوانی که پشت سرت بود و ندیدی و لیوان افتاد و شکست
هیون:بالا..هوانگ ا/ت حواست کجاست ؟این لیوان مورد علاقم بود
ا/ت:اَششش آخه اینجا جای گزاشتن لیوانه؟
هیون: پس کجا باید بزارمش؟
ا/ت:من چه بدونم
(و این بحث ادامه دارد👍)
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگبن-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۶۸.۴k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط