مےگویند : شادبنویس

مےگویند : شادبنویس
نوشته هایت درددارند!
ومن یادِمردےمےافتم
که باکمانچه اش
گوشه‌ے خیابان شاد میزد…
اما با چشمهاے خیس … !!
دیدگاه ها (۷)

#نامه‌های_بهشتی🔸شهید ساعتیان سه نامه برای فرزندش نوشته؛ و تو...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_43فصل هجدهم | ش...

سناریو کازوتورا درخواستی

یاد نوشته‌ی طنزی افتادم که می‌گه خونه‌ی پدری هر کاری کردیم گ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part14ی نگا بهش انداختم چند روزه غذا نخورده ا...

سانست ساز نیمه شب ۴ پارتیپارت اول: عقربه‌ای که در ۱۱:۵۹ ایست...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۷ | «نامه‌ای که هرگز خواند...

فیک تهکوک وارث زار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط