[[مجرم رو پیدا کن!]]

[[مجرم رو پیدا کن!]]
پارت۲


ویو مستر کیم نامجون

داخل خونه مشغول به جواب دادن به سوالات داخل ذهنم بودم که با به زنگ در اومدن در به خودم اومدم و بعد از باز کردن در با مردی خوشتیپ و افراده تفنگ به دستِ پشت سر او مواجه شدم...

کیم.ن::ببخشید شما؟
م::سلام اقای کیم...من مین هستم(دراز کردن دست خود به سمت او)
کیم.ن::کاری داشتین؟(بدون دست دادن)
م :زیر پامون علف سبز شد نمیخوای مارو راه بدی تو؟(جدی)
کیم.ن::بله بله حتما...بفرمایید(ترسیده)

م::آقای کیم شما یه دانشمند و همچینین یه قمارباز هستین و منم مین شوگا رئیس بزرگترین مافیا ها هستم ما برای تیممون به شیش عضو جدید و قوی نیاز داریم که یکی از انتخابامون شمایید...آیا قبول می‌کنید که وارد تیم بشید؟

کیم.ن::اممم بزارید فکرامو بکنم بعدن بهتون میگم...شماره بدین زنگ بزنم
م::(تفنگ رو روبه کیم گرفت)من جدیم آقای کیم یا قبول میکنید یا میمیرید..،انتخاب با شماست...ایا قبول میکنید که داخل تیم باشید؟(جدی،نیشخند)

کیم.ن::ب.ب.باشه قبول میکنم(ترسیده)
م::خوبه...
...::آقای کیم لطفا وسایلتون رو جمع کنید و وارد ماشین شید
کیم.ن:: چشم

...و بله آقای مین و آقای کیم هردو داخل ماشین بودند که یکدفعه یکی از افراد میگه...

...::آقای مین ماشین نیاز به تعمیر داره باید دنبال یه گاراژ باشیم
م::چییی؟الان؟هوففففف باشه بدو پیدا کن



خوبه؟ادامه بدم؟
دیدگاه ها (۳)

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

پارت ۲پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن او...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕¹⁷ویو انیاخیلیییی حوصله سر بر بود منتظر بو...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

My dady پارت ③①رفت سمت ات، ات هم عقب عقب میرفت و بهم التماس ...

دیدار باتو (part 2)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 16جین چند لحظه به اِما خیره موندجین:م...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط