چند شاتی

PART: 11

پدر .ا: چیییی داریییی میگییییی اوضیییی تو می خوئینی دختر من که زره ای علاقه آییییی بهت نداره رو تبدیل به هرزه خودت کنیییی
ته: حرففففف دهنتتتتت رو بفهم داری به کیییی میگی هرزهههههه
پدر.ا: ا/تتت تو عاشقشی؟
+: ....
پدر . ا : لالللل نشوووووو جواببب بدههه
ته : ا/ت خوشگلم جواب بده نترس نمی زارم کاری باهات کنه
ا/ت : ب. با.با من. ع.ع. عاشقققق تهیونگممم
پدر.ا : که عاشق اینی اره خوشبخت شی ولیییی قبلش بدون این عوضی قبل از تو ۱۰۰۰ تا دختر هرزه گیش رو میکردن زیرش بودن تو نهایتن ۲ ماه براش بمونی
ا.ت:( گریه) ته. م منم. می خوای
ته: نه نه ا/ت خوشگلم داره گوات میزنه مت هیچ بلایی سرت نمی یارم
تهیونگ دستش رو دور صورت ا.ت قاب کرد
ته: خوشگلم لطفا نگام کن ا/ت
ا/ت: منم هرزتمممم( گریه)
پدر . ا: ارهههه ا/ت دخترم برگرد بیا بریم خونه
جونگکوک: خفهههه شووو
تهیونگ نمیگی نه میخوای بزاری عشقت رو به بره اره پس بزار من بگم جانگ ا/ت خوب به من گوش بد این اقااااا که مثلا پدرته
ته: جونگکوک نه
کوک: خفههه ببین چیمگم می خوای بدونی چرا ته این چند روز داغون بود چون می خواست حقیقتی رو بهت بگه که می‌ترسید تو رو داغون کنه پس الان بشناس کی دشمنه کی رفیق ایننن آقا که اسمش رو پدر گذاشتی قاتلللل مادره تووو هستتت
جانگ: چ.چی تو . از کجا
کوک: هااا چیههه قات زدی یونگی فیلم رو بزار

بعد از گذاشتن فیلم

کوک: ا/ت دیدی حالا فهمیدی تهیونگ به خاطرت چی کا. کرده پس الان بفهمممم تهیونگگگ دوست داره و پدرته که دا ه ازت استفادهههههه می کنه
ا/ت: پ.پدر از جولو چشمام گورت روووووگممممم کنننن( گریه)
پدر.ا: دخترم .من
ته: خفههههه بیرون
+: م.من ببخشید تهیونگگ
ته: خوشگلم ای‌بی نداره فقط از دستم ناراحت نیستی؟
ا.ت: نه ولی...
ته: یا بنگتن چییی؟
ا.ت: عاششقققتمممم(کیوت)
ویو ته
سریع اینو که گفت لبم رو رویه لباش گذاشتم و بعد ۱۰ دقیقه از ش جدا شدم و پیشونیم رو رویه پیشونیش گذاشتم و گفتم
ته: من روانیتم
کوک و یونگی: اهم اهم
برگشتم دیدن پشتشون به ماست
کوک: دستم درد نکنه که گفتم یکی تلبمی
شوگا : هعییی سینگل به گور موندیم بدبخت
کوک : اهم هوا چقدر بنفشه
ته: پسرااااااااا
وبعد عقب عقب به سمت در رفتن
شوگا و کوک: ته پسر ما که رفتیم خوش بگذرههه( جر خوردن از خندههه)
ته: میامااااا
( رفتن)
برگشتم دیدم ا/ت سرخ شده
ته: هعی ببینمت شازده خانم تو براشی انقدر سرخ شدی

از زبان راویی روز ها همین جوری می‌گذشت و ا/ت و ته با هم خوب بودن تا اون روز که..
ویو ا/ت
ته بهم گفت یکی از دوستاش که فکر کنم اسمش مینسوک بود از آمریکا داره میاد به دیدنش
اها راستی از اون روز به بعد بین منو ته خیلی چیزا تغیر کرد مثلا الان دیگه من تو اتاق ته بودم
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی جونگ کوک

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط