فیک عشق دارک من پارت 4 فصل دوم

فیک عشق دارک من پارت 4 فصل دوم

که یک دفعه راننده ترموز زد(چیه فکردی الان میگم تصادف شد و اینا)
کوک، چیشده
راننده، هیچی رسیدیم
کوک تو دلش، وا چرا این جو ری ترموز زد با موخ داشتم میرفتما
جوکیونگ، خوب بچه هاااا بیدار شید رسیدیممم(نصبتا بلند)
همه بلند شدن و رفتن و هرکس با هم گروه هایی که براش تعمین شده بود میرن و چادر هارو درس میکنن
جوکیونگ رو ج. ک مینویسم
ج.ک،اوفففف خسته شدم بلخره تموم شد کوک و ج. ک رفتن تو چادر خوابیدن (فقط خوابیدن کار دیگه ای نکردناااا)
صبح
ج. ک، صبح با صدای پرنده ها از خواب بیدار شدم و رفتم کار های همیشگیم رو کردم اومدم لباس هام رو عوض کردم اومدم تو چادر که دیدم کوک بیدار شده
ج. ک، صبح بخیر بلند شو صبحونه بخوریم
کوک، هوم (حالت خوابالو و اینکه چشماش هم داره میماله)
تو اون یک هفته اتفاقی نیوفتاد پس پرش میزنیم
ج. ک، آخيش هیچی خونه ی آدم نمیشه
کوک، آره آره (با خنده)
ج. ک، (طوری به کوک نگا کرده که یعنی خفه شو) (بچه بیا پایین سرمون درد گرفت به کوک میگی خفه شو پدرصگگگگ)

خوب بچه ها بعد مدت ها فیک و دارم ادامه میدم و اینکه چون ی مدتی ننوشته بودم نمیدونم به نظرم بد شده اما سیع میکنم بهتر بنویسم
بوس بای
دیدگاه ها (۰)

اجبار به بدبختی پارت ۱۴

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

به زیباییه مشکی

پارت هفت کوک: اون وقت چرا( عصبانی)یوری: چون باعث دردسر میشه ...

پارت ۱۰

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

#عشق_بعد_نفرتپارت 10ویو یونگیچرا این اینطور شد؟ یعنی از حرفم...

شاگرد لوس من

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط