ترش و شیرین پارت 4

ته : بیا بریم بار
ا/ت : نه من به سوجو حساسیت دارم
خب بریم دانشگاه
ا/ت : باشه
بعد از رسیدن اونا به دانشگاه
همه : اوه ا/ت اومدی دلمون برام تنگ شده بود
ا/ت: منم همینطور
مدیر : سلام بچه ها امروز استاد جدیدتون اقا ی کیم تهیونگ
ا/ت : ته
ته : ا/ت
مدیر : چیزی شده
ته : آره من الان زنم رو دیدم
مدیر: زن شما کی هستش
ته : ا/ت
همه به غیر از جسی و میا به ا/ت تبریک گفتن
بعد از رفتن مدیر
میا : آقای کیم شما دروغ میگید ا/ت زن شماست
ته : می خوای ثابت کنم
میا : بله
ته : ا/ت بیا
ا/ت : چرا چاگیا
همه : اوووووووووووووو
ته : تو کاریت نباشه
ا/ت رفت پیش ته
ته : خانم هان مدرک می خواین بفرمایید (خانم هان میا هست )
ته ا/ت رو بوسید
میا از اعبانیت پاشد و گفت
میا : دختره ی ه‍.ر.ز.ه از کراش من دور شو
ته عصبانی شد و رفت سمت میا و زد تو گوش میا و گفت لقب خودتو روی زن من نزار
جسی زد زیر خنده
ته گفت
ته : با تو هم هستم
ا/ت رفت نشست و هنگامی که ته داشت تدریس می کرد میا خودکارش رو محکم تو کمر ا/ت فشار داد طوری که حتی خون هم اومد ا/ت هم بلد گفت ته
ته چرخید و گفت : جانم
ا/ت بدو سمت ته رفت و چرخید و گفت
ا/ت : پشتم چیزی شده
ته تا نگاه کرد دید که خون امده ته گفت
ته : کی این کارو کرده
ا/ت : میا
ته عصبانی شد و گفت
ته : میا گمشو بیرون
میا : نمی خوام
ته : خود خواستی جناب مدیر
مدیر بلا فاصله اومد
مدید : بله جناب کیم
ته : جناب مدیر میا خودکارش رو تو کمر ا/ت کرده و حتی خون هم اومده و من بهش گفتم که بره بیرون ولی نرفته
مدیر :میا بیا اینجا
میا رفت و همه ی تقصیر هارو گردن ا/ت انداخت
مدیر ا/ت رو برد بیرون و اونو تهدید کرد
ولی ا/ت بخاطر این که ته نفهمه خندون وارد کلاس شد
که میا گفت......



حمایت ها کمه
کامنت= ۲۰ تا
فالورام = بشن ۲۰تا تا پارت بعدی رو بزارم
دیدگاه ها (۳۳)

پارت ۴

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط