عشق و نفرت p 41

41 .عشق و نفرت
( لباس ات رو براتون میزارم بقیش رو تصور کنید 😅 )
———- شروع مهمونی ——-
یجی : خب ات فقط کنارش بشین و چاقو رو بس سرو صدا بکن تو گردنش
ات : حله
( لی رانگ میشینه و ات هم میشینه کنارش )
لی رانگ : اوه لیدی ندیدمت خوشبختم
ات : اوم ممنونم منم همینطور
هیون : اه داره اعصابم خورد میشه
لی رانگ : دستشو میزاره روی کمر ات
ات : ( توی ذهنش ) اه مرتیکه ……… دستتو بکش
هیون : برم پارس کنم عوضی رو وای لباس ات چقد بازه خدا
ات : میشه دستت رو برداری
لی رانگ : مه لیدی دست که چیزی نیست امشب مال خودم میشی
ات : البته تو بهشت ( و میکشتش )
یجی : بچه ها سریع و عادی برین بیرون
( و می‌رن )
هیون : امشب و فردا شب مهمون عمارت من
ات : امممم باشه
هیون : بفرماییننن بریممم
( و می‌رن سمت عمارت هیون )
هیون : خب امشب فیلم ببینیم
ات : اره من موافقم
هیون : خب نظرتون در باره ی ترسناک چیه
ات : بی نظیر
( و فیلم ترسناک میزارن )
یجی : جیغغغ( میپره بغل فلیکس )
فلیکس : اوه ( خنده ) نترس
ات : چجوری از این میترسی
یجی : جیغغغغ
فلیکس : ( توی ذهنش ) وای چقد این بشر گوگولیه ( و بیشتر یجی رو بغل میکنه )
ات : ( سریع از فیلم میاد بیرون ) اهم اهم فضا داره زیاد سمی میشه خودتونو جمع کنین برین بکپین
فلیکس : اه ضد حال تازه داشتم حال میکردم
هیون : خب با همون ترتیب قبلی بخوابیم
ات : وای یا خدا
فلیکس : به یجی نگاه میکنه : بریم لیدی ؟
ات : نمیشه این دو تا با هم نباشن
یجی : نه
ات : چی چیییی
یجی : هیچی باباا
هیون : نه این دو تا هم باهمن برین
یجی : اخجون بریم
( یجی فلیکس می‌رن )
هیون : خب دیگه شما هم برین بخوابین
بقیه : باشه شب بخیر
ات : شب بخیر
هیون : خب بریم ؟ ( لبخند شیطانی )
ات : نموخامممم
هیون : ات رو میندازه رو شونش و به سمت تخت میره
ات : نه ای باباااا من بغل نخوام باید کی رو ببینممم
هیون : منو
( هیون سریع پرتش میکنه رو تخت از پشت بغلش میکنه )
ات : اه
هیون : خودتم میدونی راه فراری نداری
ات : ای بابا اصلا شب بخیر
هیون : شب بخیر
دیدگاه ها (۰)

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت 5 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★میوفته روی ات و هیون! هیون...

#سناریو #درخواستی وقتی بازیگریم و تو یکی از فیلم هامون با یک...

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

پارت 49 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: باشه بگو ات: بزار زنگ بزن...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط